تبليغاتX
امیر عباس نخعی - از سر کرده منافقین تا اون"دختره"
 
حاشیه نگاری
 

عكس تزييني استواقعا ميگن سياست پدر و مادر نداره حرف كاملا درستيه؛و برخي از اين بادمجان دور قاب چين ها و چاپلوس هاي سياسي يا احزاب در حال اضمحلال هم به اين فضا دامن مي زنند. تو اين فضايي كه مطبوعات ايران بيش از هر زمان ديگري تحت فشار هستند. خيل عظيمي از آنها بيكار شدن و مطبوعات فعلي به دليل فشار هاي مالي قدرت جذب آنهارو ندارن واز سوي ديگر چهرهاي دولتي هم حركت طيفي از روزنامه نگاران ومطبوعاتي رو كودتاي خزنده مي دونن برخي وا مونده هاي سياسي براي طرح خودشون براي روزنامه هاي ايران وروزنامه نگاران ايراني پاپوش درست مي كنن.

چندي پيش يك آدمي! براي نيم تاي يكي از صفحات روزنامه" سرمايه" آگهي تبريك به مناسبت تولد حضرت رسول سفارش داده بود. آگهي يك آگهي معمول تبريك بود با اين تفاوت كه در كنار شلوغي هاي آگهي داده شده عكسي از سركرده گروهك (گروهك كه چه عرض كنم گروهچه) منافقين "رجوي" وجود داشت.البته اين آگهي با درايت و تشخيص به موقع سردبيري روزنامه چاپ نشد واونها با تشخيص به موقع آگهي رو حذف كردن و جاش مطلب ريختن ولي هر وقت به عواقب اون فكر مي كنم به شدت متاثر ميشم.

چطور يك گرهك وامونده براي طرح خودش به هر روشي حتي بيكاري دهها روزنامه نگار ونيروي فني رضايت ميده و براش مهم نيست كه با چه روشي و چه هزينه اي دست به اينكار ميزنه. من كه از اين وامونده ها هيچ وقت خوشم نميومد و وقتي اين تلاش هاي احمقانه وغير اخلاقي رو كه مي بينم به پوچي اين چنين گروهك هايي بيشتر هم پي مي برم. فكرش رو بكنيد كسي براي اينكه به اون طرف آبي ها بگه من هستم پول بده به يك بخش غير تخصصي يك روزنامه كه پول ميگيره آگهي چاپ  ميكنه اونوقت عكسش رو اندازه يك مورچه بيندازه كنار آگهي تا بگه من هستم. تازه اگر اين آگهي چاپ هم ميشد چه نتيجه اي داشت احتمالا روزنامه توقيف ميشد خيلي ها اون مرديكه رو نفرين ميكردن ودليلي هم بر بودن ونفوذش نبود چون هر كس پول بده و بخواهد آگهيش چاپ ميشه و اين به خاطر پوله ؛ تازه اگه كسي نفهمه چه بسا مثل روزنامه سرمايه اگر بفهمنن به خاطر پول هم چاپ نمي كنن فقط بايد مطبوعات هزينه بيشتري براي بخش آگهي هم بكنن تا جلوي اين خطا ها رو بگيرن!

نكته بعدي كه مي خواستم بنويسم در مورد پيشنهاد نشريه شما ارگان موتلفه است. اين نشريه با استفاده از شرايط فعلي اومده از آب گل آلود ماهي بگيره و با اين بهانه كه ديگه چنين اتفاقاتي نيفته كه روزنامه نگارها (البته روزنامه نگار هاي خودشون رو نميگه)بيكار بشن بهتره كه مطالب قبل از چاپ خونده بشن. لري مطلب اين ميشه كه دايره سانسور تا پاي چاپخانه بياد ونيروهاي امنيتي مطالب رو همانجا بخونن تا خوب ديگه معلومه نظام براي تعطيلي يا توقيف هزينه اي هم نده و هركس روزنامه هاي كشور رو مي خونه بگه به به چه بچه هاي خوبي همه روزنامه هاي كشور برادر دوقلوي كيهان هستن. هم الانش كه روزنامه نگارها و مطبوعات تو اين فشار هستن خيلي ها به روزنامه ها اطمينان ندارن كه حق هم دارن چون خود سانسوري از ترس توقيف بيداد ميكنه واي به روزي كه مردم بفهمن كه مطالب قبل از چاپ خونده هم ميشن ديگه واويلا ميشه!

و اما نكته سوم اينكه مطلبي نوشته بودم ازنظرات يك فرانسوي كه در يك ميهماني با او آشنا شدم . خانوم يا آقايي با نام حقيقي يا مستعار "دختره" كامنتي گذاشته بود مبني بر اينكه" دقیقاً چی گفته بود که شما توی ذهنتون ترجمه کردین "نوامیس"؟". از اين دوست عزيز كه يا جهت امتحان سطح آشنايي من با زبان انگليسي و يا اينكه خودشون اين كلمه رو ياد بگيرن اين كامنت رو گذاشتن وجداي از اينكه آشنايي من با زبان انگليسي در سطحي است؛ اين توضيح رو بايد بدم كه اين آقا خودشون فارسي صحبت ميكنن وبواسطه شغلش چند سالي است كه به ايران و امارات سفر ميكنه و علاوه بر فارسي عربي هم ميدونه فقط لهجه غليظ فرانسه داره.

  نوشته شده در  دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 21:32  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM