آیا میتوان هنوز هم از خبر و خبرنگار سخن گفت؟ این روزها همه جا سخن از خبر و
خبرنگار است اما کدام خبر و کدام خبرنگار؟ آیا در رسانههای رسمی و حتی روزنامههای
بخش خصوصی که مجوزهای خود را از نهاد های رسمی کشور گرفته اند اثری از خبرهای مهم
روز هست؟
خبر اعتصاب غذای برخی زندانیان سیاسی، خبر احتمال تقابل با برخی
کشورها و هشدارهای سازمانهای غیردولتی طرفدار صلح و برخی دولتها و...... از آن
دست اخباری است که صدر اخبار جهانی نشست اما در رسانه های رسمی و روزنامههای بخش
خصوصی و دولتی و ایران کمترین توجه به آنها نشد.
چرا ؟چون تکلیف رسانههای
دولتی که مشخص است و برای روزنامه های بخش خصوصی نیز دیگر هدفی مهمتر از حفظ و
نگهداری خود در برابر تیغ توقیف نیست، که در شرایط موجود قابل درک و احترام نیز
میباشد.
آیا می توان روز خبرنگار را جشن گرفت در حالیکه برخی از بهترین
عزیزان این حرفه در زندان بسر میبرند، جمعی در انتظار صدور احکام سنگین هستند و
جمعی دیگر در وطن یا خارج از وطن گوشه عزلت گزیدهاند و برخی از درب این سفارتخانه
به سفارتخانه دیگر پناهجویی پیشه کردهاند.
خوشمزه آنکه شنیده میشود که
دستور رسیده نهادها و دستگاههای دولتی شکایتهای خود را از خبرنگاران و روزنامهها
پس بگیرند. و این یعنی بیاطلاعی مطلق از وضعیت دست کم برخی از مطبوعات
کشور!
مشکل این روزهای خبرنگاران و روزنامههای منتقد شکایت های دولتی نیست.
مشکل متولی است. مگر روزنامه هایی چون« سرمایه»، «اعتماد»، و یا «بهار» با شکایت
این دستگاه و آن دستگاه توقیف شدند؟
مگر این روزها خبرنگاران دربند با شکایت
نهادهای دولتی در بندند؟ مشکل «خبر»و «خبرنگاری» در کشور ما ریشه در شکایت این فرد
و آن فرد یا این سازمان و آن سازمان نیست.ریشه در تاریخ استبداد زدهای دارد که
درآن کسی به کسی اعتماد ندارد و پدر برای بقاء، پسر کور میکند.
اگر چه پس
از مشرو طه و مهمتر از آن در 30 سال گذشته قدم هایی برای فراموشی این تاریخ تلخ
برداشته شد اما حال دوران ما بیانگر آنست که این قدمها یا گام در بیراهه بوده است
یا ناکافی! بنابراین اگرچه روز «خبرنگار» داریم اما «خبر» و «خبرنگار» بویژه از نوع
منتقد آن نداریم.

نوشته شده در دوشنبه 18 مرداد1389ساعت 10:36  توسط امیر عباس نخعی
|