تبليغاتX
امیر عباس نخعی - فضای بسته و امضا بیانیه
 
حاشیه نگاری
 

حیفم میاد مطلبی که به نقد از جامعه مطبوعاتی کشور مربوط میشه رو با یاد احمد بورقانی توام کنم اما مگه میشه این روزها مطلب نوشت و یادی از احمد بورقانی نکرد. بورقانی نه تنها مهره ای کلیدی در مطبوعات کشور بلکه ستون جریان اصلاح طلبی نیز بود.کسانی که او را از نزدیک میشناسند کاملا به نقش او در این دو رکن واقفند. نقش او در وزارت ارشاد در عصر طلایی مطبوعات پس از دوم خرداد آنچنان عمیق بود که آثارش همچنان برپاست. شاید به دلیل همان ایفای نقش بود که وزیر ارشاد وقت مجبور شد برای نقد معاونش به این جمله اکتفا کند که" دیگر دوره چریک بازی" گذشته است. اما این هرگز از ارزش های بورقانی کم نکرد.

و اما نکته ای که می خواهم به آن بپردازم درباره شیوع شیوه ناپسند یا بهتر بگوییم غیر اخلاقی در عرصه مطبوعات است که می رود به رویه ای ناپسند تبدیل شود که خوشبختانه واکنش هایی را از درون جامعه مطبوعاتی نیز در پی داشته است که بی تردید به سلامت فضای مطبوعاتی کشور خواهد انجامید.

چندی است که بازهم جمع آوری امضاء برای نقد مسایل حاکمیتی یا دفاع از حقوق شهروندی می رود به رویه بدل شود.

 بیاد دارم که پس از دوم خرداد 76 و به ویژه پس از سال 79 و گسترش فضای سرکوب اصلاح طلبان و جایی که دیگر گوشی بدهکار نبود، و مطبوعه ای در چاپ، فعالان سیاسی و مطبوعاتی برای رساندن صدای فریاد خود به گوش دیگران دست به نوشتن بیانیه و  جمع آوری امضاء برای اعتراض های سیاسی می کردند. کسی بانی نوشتن آن می شد و امضاها با اجازه افراد پای بیانیه گذاشته می شد. بعدها آنقدر از این بیانه ها جمع شد و امضای افراد بعضا بی اطلاع پای بیانیه ها گذاشته شد که نه تنها بیانیه ها کارکرد واقعی خود را از دست داد بلکه امضا ها هم به اهرم فشاری علیه فعالین سیاسی تبدیل شد و کار به آنجا رسید که  کل جریان بیانیه نویسی (اگرچه نه بصورت کامل) از حرکت ایستاد.

حال با گذشت چند سال و البته تکرار آن روزهای سخت و افزایش فشارهای پیدا و پنهان به مطبوعات و فعالین سیاسی بازهم بیانیه نویسی برای احقاق حق به رویه بدل گشته است. اما اینبار متاسفانه گرد آورندگان امضا دیگر اندک حوصله سابق را نیز ندارند؛ بلکه برای رهایی از یک کار پر زحمت ،خود نام برخی فعالین را به پای بیانیه ها می گذارند.

چندی پیش خبری دیدم که چند تن از نویسندگان هفته نامه شهروند منکر امضاء یک بیانیه شده اند و از قضا همان روز با سه تن از فعالین خوشنام مطبوعاتی(بهروز گرانپایه،مراد ویسی و داود محمدی)صحبت می کردم که آنها نیز از قرار گرفتن نامشان درپای بیانیه ها بدون هماهنگی گله مند بودند.

البته کسی در اینکه در فضایی که  فعالین سیاسی و دانشجویی بی دلیل در بازداشتگاه ها به خود کشی متهم می شوند و کسی پاسخگو نیست و فریاد کسی به جایی نمی رسد باید کاری کرد شک ندارد. اینکه شاید بیانیه نویسی حداقل راهکار باشد مورد قبول بسیاری است. اما باید توجه داشته باشیم که آگاهی نویسنده از اینکه چه بیانیه ای را امضاء می کند حداقل حق بدیهی اوست. اگر ما به این حق معتقدیم، این بدیهی ترین حق یک فرد است که بداند پای چه بیانیه ای را امضاء می کند.

  نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 15:52  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM