از اونجائیکه تو این مملکت هیچی رو حساب نیست برای برداشتن پول از شبکه شتاب!! تو صف ایستاده بودم و دستگاه به نفر اول که تقریبا 10 نفر از من جلوتر بود پیام داده بود برای برقراری ارتباط چند لحظه صبر کنید. یک آقایی که جلوی من ایستاده بود داشت به زمین و زمون فحش میداد که یک آقای جونی با ریش وپیراهن رو شلوار اومد تو صف واین آقاهه بدتر آتیش گرفت و گفت:"شما حتما سپاهی هستید." و اون جوون با تایید سر گفت :"بله" و اون آقا گفت:"می دونی تو چه مملکتی زندگی می کنیم؟" ودر حالیکه من فکر میکردم می خواد از داستان بانک انتقاد کنه ماجرای دردناکی از زندگی خودش تعریف کرد وگفت:" نزدیک یک سال میشه که یک ماشین زد به دخترم و اون غرق در خون افتاد وسط خیابون.به منزل زنگ زدن و من بلافاصله خودم رو رسوندم اونجا. چند نفر اون وقت شب دور ما جمع شده بودن ویکی شون در حالیکه از پای دخترم به شدت خون می رفت ومجروح شده بود می گفت، آقا پاشو بپوشون، اقا پاشو بپوشون. ومن بی توجه به اون دخترم رو بردم بیمارستان واین تازه اول ماجرا بود. چون اونجا گفتن 2000000پول بریز به حساب تا بستری کنیم .گفتم می ریزم این درد داره، گفتن پول. گفتم دفترچه بیمه دارم. گفتن پول. خلاصه گفتم خیلی خوب پول میارم پسر کوچکم اینجا گروگان تا برم پول جور کنم. کار کشید به گذاشتن پلاتین تو پای دخترم وبیمارستان اعلام کرد خرج پلاتین گذاشتن موقت تو پای دخترم میشه 6000000 و بعد ازدو سال باید در بیاریم اونم میشه 2800000 یعنی رو هم میشه 8800000 وما هم چاره ای جز پذیرش نداشتیم. خلاصه از فردای اون روزرفتم دنبال کار شکایت از اون راننده و بعد از نزدیک یکسال دوندگی دادگاه 10،000،000 تومان دیه برید وبا خودم گفتم خدارو شکر حداقل هزینه بیمارستان در اومد وباقیمانده رو هم میدیم به دخترم تا مشکلاتش رو فراموش کنه و حکم دادگاه رو بردیم تا به پول تبدیل کنیم دیدیم 5000000 دادن. گفتیم اینکه نصف حکم دادگاهه. گفتن چون بچه دختره"

نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت 20:25  توسط امیر عباس نخعی
|