حاشیه نگاری |
ماجراي رحيممشايي در سمت معاون اولي احمدينژاد به هر نتيجهاي منتهي شود تاثيري در روند تقويت بيش از پيش جمهوريت در كشور نخواهد داشت. تحولات اخير ايران آنچنان پرشتاب و پيدرپي در حركت است كه دعواهاي درونجناحي و پيروزيها و شكستهاي مقطعي طرفين دعوا در منظومه تحولات سياسي اصلي كشور، رخدادي «تعيينكننده» و بزرگ محسوب نميشود. شايد از همينروست كه در قبال چنين «دهنكجي» آشكاري كه از سوي احمدينژاد به برخي حاميانش، اصلاحطلبان در سكوت، نظارهگر خشم راستگرايان هستند.
جداي از روزنامهها و رسانهها كه نقش اطلاعرساني خود را ايفا ميكنند چهرههاي شاخص اصلاحطلب هم (البته آنانكه هنوز آزاد هستند) تاكنون موضعگيري جدي در اين باره نداشتند. اما سوال اساسي اين است كه در اين مواجهه، انتقاد راستگرايان به بيتوجهي احمدينژاد تا چه حد بجاست؟
طيفي از اصولگرايان در بحث مشروعيت، جايگاهي براي راي مردم قائل نيستند و معتقدند مشروعيت در حاكميت اسلامي ناشي از وليفقيه است كه قابليت انتقال به رئيسجمهوري را هم دارد. اين طيف از منتقدان درون جناحي احمدينژاد چرا توقع دارند وي بايد به ديدگاههاي آنان ارزشي قائل باشد در حالي كه مطابق اعتقاد خود اين گروه از منتقدان، احمدينژاد ملزم نيست به كساني كه نقشي در مشروعيت او ندارند گوش داده و به نظر آنها ترتيب اثر دهد. از لحاظ سياسي هم احمدينژاد بارها تاكيد كرده وامدار هيچ گروهي نيست.
از ديد اصلاحطلبان اين همان نكته كليدي است كه به تضعيف جمهوريت نظام در قبال اسلاميت آن ميانجامد. اصلاحطلبان خواهان آن هستند كه براساس خواستههاي امام(ره) و قانون اساسي اين دو بال نظام هموزن به حركت خود ادامه دهند.
در چنين شرايطي است كه اگر رئيس جمهوري مشروعيتش را از راي رايدهندگان كسب كند و خود را وامدار رايدهندگان، احزاب و نهادهاي مردمي بداند بايد به آنها پاسخگو نيز باشد
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|