تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

خاتمي بهارمان را زمستان كردو بهار تمامي كساني را كه از يك سال پيش و شايد هم بيشتر براي راهش و تفكرش نه خودش همچون مورچه هاي باركش مقدمات را فراهم كردند تا «رستاخيز اصلاحات» را جشن بگيرند.خاتمي هزاران چيز خوب را به اين زحمات ترجيح داد و همه چيز را ويران كرد.

به هر حال خاتمي ترجيح داد تا در برج عاج خود بنشيند و فعلا از آن پايين نيايد.ما هم براي احترامي كه به انديشه هايش قايليم به ترجيح او گردن مي نهيم اگرچه نمي نهاديم هم فرقي نمي كرد.اما حالا چه بايد كرد؟

نمي دانم.آخرين ذخيره انقلاب هم كه مير حسين بود خود را به ميانه انداخته تا وزن كشي كند. سوختن او ديگر هيچ ذخيره نسوخته اي از انقلاب را باقي نمي گذارد.

البته براي قضاوت زود است بايد تامل كنيم بيانيه امروز موسوي را چند بار خواندم. خيلي تلاش كرده بود تا از اصلاحات بگويد اما بقول ظريفي سخنانش هنوز بوي «نخست وزيري» مي دهد. ميرحسين هنوز اين توضيح را نداده است كه چگونه به اصلاحات مي انديشد و در شرايطي كه خاتمي در صحنه حضور داشته است برخود تكليف ديده در عرصه حضور يابد؟اگرچه توضيحش هم ديگر ارزشي ندارد.تكليف به حضور داشته و آمده.اما فراموش نكنيم كه اگر خاتمي گفت يا من يا مير حسين، ميرحسين هم گفته بود اگر خاتمي بيايد نخواهم آمد.

به هر حال خاتمي اين وظيفه و مسووليت را دارد تا جداي از اين بيانيه به تاريخ بگويد كه چه شد كه كنار كشيد.

*واژه«رستاخيز اصلاحات» را همكار خوبم كامبيز سلطانين از چند ماه پيش در نظر داشت تا در روز پيروزي خاتمي بعنوان تيتر روزنامه استفاده كنيم  و حال كه ديگر موردي ندارداز او به وام گرفته و استفاده كردم.

(نامه اعلام انصراف خاتمي)

 

  نوشته شده در  سه شنبه 27 اسفند1387ساعت 19:57  توسط امیر عباس نخعی  | 

بي اخلاقي تا كجا؟امروز كيهان مطالبي را به من و به نقل ازخبرگزاري فرانسه منسوب كرد كه از فرط تعجب حيرت كرده بودم. در اينكه من نسبت به موسوي انتقاد دارم ترديدي حداقل براي خودم وجود نداره همانطور كه در ساختگي بودن حرف هاي كيهان به نقل از من حداقل براي خودم ترديدي وجود نداره.

اول گمان كردم كه راديو فرانسه بي اخلاقي كرده ولي بعد كه به خبرگزاري فرانسه مراجعه كردم ديدم نه بي اخلاقي همون از روزنامه داخلي و وطني خودمون كيهان است و اونها(راديو فرانسه) امانت داري رو حفظ كردن. مي خواستم تكذيبيه بدم يكي از دوستان گفت بي خيال با اين بي چاك و دهن ها نميشه دهن به دهن شد جوابيه رو چاپ هم نميكنن.حرف هاييكه كيهان به من نسبت داده مال ليد خبرگزاري فرانسه است كه آقاي برهمندي عنوان كرد نه من، و اين در مطلبي كه لينكش را مي گذارم مشخص است.

البته من منتقد رفتارهاي اخير ميرحسين هستم و اينكه اون بر جامعه ارزشي در بيانيه اش تاكيد كرده اشاره كردم ولي نه اون مطالبي رو كه كيهان نوشته و همانطور كه نوشتم در لينك مطلب هم مشخص است.خوشبختانه تمام دوستان نزديكم تا مطلب كيهان رو خواندند گفتند كه اين لحن صحبت تو نيست.

(مطلب كيهان)              (مطلب خبرگزاري فرانسه)

اين هم مطلبي است كه درباره جلسه خاتمي با برخي هوادارانش نوشتم.البته چون خاتمي تمايلي نداشت كه حرف هاش منتشر بشه كه برخي خبرگزاري هاي بي اخلاق داخلي منتشرش كردند من تنها اشاره كوچك و تلويحي به گوشه اي از سخنانش كردم(درباره تصميم به انصراف خاتمي)

  نوشته شده در  دوشنبه 26 اسفند1387ساعت 17:52  توسط امیر عباس نخعی  | 

حضور ميرحسين موسوي در شرايط فعلي كمي اوضاع در اردوگاه اصلاح طلبيان را پيچيده كرد.

آقاي مير حسين  در انتخابات دور قبل كه محمود احمدي نژاد پيروز آن بود هرچه اصلاح طلبان تلاش كردند به صحنه نيامد.ميرحسين آن زمان يك شبكه تلويزيوني و در دست داشتن اختيار نيروهاي انتظامي را شرط حضورش در انتخابات اعلام كرده بود.اصلاح طلبان در آن دوران كم مانده بود كه به پاي ميرحسين نماز هم بخوانند و او نيامد و حتي تلفن ها را نيز جوابي نداد.

حال حتما اوضاع تغيير كرده؟شايد شرايطشان فراهم شده؟ شايد هم هنوز به قول برخي با هماهنگي خاتمي آمده تا در لحظه آخر يكي به نفع ديگري كنار برود.ولي يك اماي بزرگ در اين ميان وجود دارد. و آن اين است كه بخشي از اصلاح طلبان حتي اگر خاتمي بخواهد، سند حمايتشان را به نام هركسي حتي مير حسين نخواهند زد. در واقع برخي ترديدها وجود دارد كه بايد به آنها پاسخ داده شود.

چرا ميرحسين در بيانيه خود اصلاح طلبي را با جريان اصولگرايي كنوني كه پرچمدار اقتدار گرايي است در هم آميخته؟ تعريف مير حسين از اصلاح طلبي و فاصله او با اين جريان و نسبتش با اصولگرايي چيست؟ چگونه ميرحسين با وجود خاتمي و كروبي بازهم احساس خطر كرده و در صحنه حاضر شده؟

من حداقل خودم با توجه به ابهامات موجود در صورت كنار رفتن خاتمي(كه اميدوارم محقق نشود)كروبي را اصلاح طلب تر از ميرحسين مي بينم و اگر تا آن زمان فضا به همين منوال پيش برود حمايت از كروبي را مقدم بر ميرحسين مي دانم.كروبي اگر نسبت به خاتمي راي آوري كمتري دارد حداقل در نبود آن شانس بيشتري دارد.علاوه بر اينكه هشت سال براي اصلاحات تلاش كرده.اگرچه نقد هايي به نگاه او در اين زمينه هست.

پيش از اين در مطلبي تحت عنوان«در اردوگاه چه خبر است»نوشته بودم كه اگر بزرگان اصلاحات اينقدر عقلانيت ندارند «در آن صورت همان بهتر که اصلاح طلبان عرصه را به رقیب واگذارند تا واقعا به شرايط و روحيات اصلاح طلبي دست يابند»

  نوشته شده در  جمعه 23 اسفند1387ساعت 20:59  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM