تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

ساده انگارانه است اگر بپنداریم دیدار هفته جاری جبهه پیروان خط امام و رهبری که متشکل از جمعی از نیروهای شاخص راست سنتی با محمود احمدی نژاد بود دیداری عادی و در چارچوب ملاقات های همیشگی بوده باشد.پس از اعلام حضور سیدمحمد خاتمی در عرصه انتخابات و همزمان تقویت بحث حضور میرحسین موسوی، جناح راست کشور مجدداً در سردرگمی چندماه گذشته فرو رفته است.جناح راست که بلافاصله پس از اعلام نامزدی قطعی خاتمی و سکوت میرحسین فرصت را برای ضربه زدن به خاتمی مناسب دیده بود دست به کار شد و تهدیدات جدی خود را آغاز کرد اما دیری نپایید که اصلاح طلبان بازهم عرصه بازی را تغییر دادند.

به راستی در اردوگاه اصلاح طلبان چه خبر است؟ این سوالی است که شاید نزدیک ترین چهره ها به نامزدهای اصلی اصلاح طلبان نیز پاسخ آن را ندانند و بعضاً از فضای موجود احساس سردرگمی و نگرانی کنند اما نباید فراموش کرد چنین فضایی و در برهه ای نزدیک به سه ماه مانده به انتخابات برای جناح راست کشور و به ویژه تندروهای راست دشوارتر و گیج کننده است.اگر مشکل تندروهای جناح راست فقط در حذف خاتمی حل می شد شاید اینک به این اندازه سردرگم نبودند اما گرفتاری اصلی این است که میرحسین موسوی، عبدالله نوری و حتی مهدی کروبی برای جناح راست و تندروهای آن قابل هضم نیستند.

 این در شرایطی است که باید پذیرفت تمام گزینه های اصلاح طلب با حامیان خود هدفی جز ترویج اصلاح طلبی ندارند.  حضور همزمان نامزدهاي اصلاح طلب عرصه را برای فشار آوردن و حذف دشوار کرده و بسیج افکار عمومی را به نفع جریان اصلاح طلبی در پی خواهد داشت.این فضا حتی اگر تا زمان رقابت های انتخاباتی ادامه دار باشد فضای مساعدی را برای اصلاح طلبان به همراه خواهد داشت .والبته تکلیف جناح راست برای حمایت از نامزد واحد در شرایط کنونی مشخص است و آن نیست جز اجماع تكليفي بر سر احمدی نژاد و دیدار اخیر آنان با او نیز اگرچه رنگ و بوی انتقادی می داد گامی در همین جهت بود.

پس اصلاح طلبان نیز بعد از عبور از تنگناها در لحظه نهایی نیاز به اجماع و هماهنگی کامل و تعیین یک نامزد واحد دارند. شواهد و عقلانیت موجود (که جزء لاینفک حرکت های اصلاحی نیز است) نشان دهنده آن است که این اجماع و هماهنگی در موقع لزوم حاصل خواهد شد و اصلاح طلبان با گزینه واحد به عرصه اصلی انتخابات پا خواهند گذاشت و اگر نیز چنین نشد، ظریفی می گفت: «در آن صورت همان بهتر که اصلاح طلبان عرصه را به رقیب واگذارند تا واقعا به شرايط و روحيات اصلاح طلبي دست يابند.

  نوشته شده در  چهارشنبه 30 بهمن1387ساعت 13:43  توسط امیر عباس نخعی  | 

همانطور كه گمان مي‌رفت حضور سيد محمد خاتمي در عرصه انتخابات در بين مخالفانش با واكنش‌هايي مواجه شد.

غيرقابل پيش‌بيني نبود كه تندروهاي جناح دو قدرت كه دستي نيز در آن دارند اين‌بار پا از تخريب فراتر گذارده و دست به تهديد‌هايي بزنند كه هدف عمده اين تهديد‌ها و تخريب تنها يك چيز است و آن منصرف كردن خاتمي در اندك زمان باقي‌مانده به زمان ثبت‌نام‌هاي انتخاباتي است. اما از آنجايي كه اتخاذ چنين روش‌هايي از سوي تندروها غيرقابل پيش‌بيني نبود (حتي از نوع تهديد و حذف فيزيكي) بنابراين گزينه موجود اگرچه ممكن است آسيب‌هايي را به هواداران خاتمي (و نه شخص او) وارد كند اما محافظه‌كاران را در اهدافشان ناكام خواهد گذاشت.

چه آنكه اصلاح‌طلبان و هواداران خاتمي نيز اين‌بار با آمادگي و شناخت از عملكرد‌هاي آشنايي تندروها به مواجهه با آن خواهند پرداخت. اگر زماني حمله به وزراي اصلاح‌طلب در نماز جمعه تهران،‌ حمله به دانشجويان در كوي دانشگاه و ترور سعيد حجاريان در مقابل ساختمان شوراي شهر (جهت حذف فيزيكي وي) ناشناخته و شوك‌آور بود اما از اين پس اگرچه ناگوار و خوشايند است اما براي مردم و اصلاح‌طلبان شناخته شده و قابل پيش‌بيني است و انتظار بيشتري نيز از اين طيف نمي‌رود.

اما بخش ديگر مخالفان خاتمي كه تا پيش از آن سعي داشتند براي منصرف كردن وي و هوادارانش به گونه‌اي فضاسازي كنند كه در صورت عدم حضور خاتمي جناح راست چند پاره در انتخابات شركت خواهد كرد و اين راي‌آوري احمدي‌نژاد را پايين مي‌آورد و اصلاح‌طلباني كه به فكر نجات كشور هستند نيز خود به خود به هدفشان مي‌رسند پس از حضور خاتمي در خاموشي فرو رفته‌اند.

اين طيف از مخالفان خاتمي كه اصولاً مبلغان انتخاب چند قطبي هستند، بزرگ‌ترين مانع سر راه خود را كسي جز خاتمي نمي‌ديدند اما حناي اين طيف نيز ديگر رنگي نداشت؛ طيفي از اين مخالفان كه در جناح راست و محافظه‌كار قرار داشتند پس از قريب سه سال سكوت در چند ماهه اخير برخي از انتقادات را با هدف منحرف كردن  ذهن اصلاح‌طلبان ‌آغاز كردند تا در راستاي نشست در اين جناح بحث تعدد نامزد‌ها را كليد بزنند. والا كدام آشنا به عرصه سياست ايران است كه نداند اين جناح سرانجام تكليفي بر سر احمدي‌نژاد به اجماع خواهد رسيد. بازي تعدد نامزد‌ها در راستگرايان فقط براي وقت‌كشي بود

  نوشته شده در  دوشنبه 28 بهمن1387ساعت 15:49  توسط امیر عباس نخعی  | 

فرق سيد محمد خاتمي با ديگر نامزدهاي اصلاح طلبان در همين نكته باريك نهفته است كه خاري است در چشم مخافان آزادي خواهي و مردم در ايران. تمام كسانيكه خاتمي را متهم به بي عملي مي كنند هنوز به اين پرسش پاسخ نگفته اند كه اگر خاتمي كاري نكرد جز لبخند زدن و اگر خاتمي شاه سلطان حسين است؟از چه رو مخالفانش و حتي رقيبانش تا به اين اندازه از او واهمه دارند كه او را به مرگ تهديد مي كنند.

چگونه است كه حكومت حاضراست ميرحسين موسوي اين استخوان در گلو را ببلعد و تحمل كند اما حاضرنيست خاتمي را به هيچ قيمتي تحمل كند؟كروبي هم كه تاج سر است و باقلوا.

روزنامه كيهان ارگان اقتدارگرايان ايران پنج شنبه گذشته(بيست چهارم)در يادداشت روز خود سرنوشتي معادل بي نظير بوتو در پاكستان رو براي خاتمي پيش بيني كرده و اون رو «عبرت آموز» براي وي دانسته.

به راستي خاتمي از چه چيزي بايد عبرت بگيرد؟ حضور دوباره در قدرت؟آنهم به فرض راي مردم؟يعني اين حضور تا اين حد هراس انگيز و راي آوري او قطعي است؟ كه سرنوشت بوتو براي وي پيش بيني مي شود. فراموش نكنيم كه دلايل و عوامل ترور «بوتو» اگرچه اعلام نشد اما بر همگان معلوم شد كه وي به دستور و خواست نفر اول كشور يعني« پرويز مشرف» ترور شد و اصولا ترورهايي در اين سطح جز اين ممكن نيست.آيا به نظر يادداشت نويس كيهان وضع در ايران آنگونه است؟ اگرچه ايشان خود دوخته وبريده اند كه آمريكا مي آورد و خود ترور مي كند اما اين تحليل تنها در تاريك خانه هاييكه آنرا نوشته اند معني مي دهد و نه بيشتر.(يادداشت كيهان درباره خاتمي)
  نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 20:38  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM