تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 
رئيس جمهوري در سفر به چهارمحال و بختياري و در جمع مردم شهركرد امسال را سال توطئه دشمنان قلمداد كرد. دشمن و دشمن شناسي واژه اي است كه كمتر ايراني با آن بيگانه است.اما آنچه كه همواره كمتر مورد توجه قرار مي گيرد و به آن پرداخته مي شود راه مبارزه با دشمن يا حتي ساده تر از آن دشمن تراشي است. در اينكه بسياري از كشورها درصددند تا از غفلت ما به نفع خويش بهره جويند ترديدي نيست (و مگر غير از اين است كه ما نيز چنينيم) اما موضوعي كه مورد غفلت واقع شده و مي شود چگونگي توانمندسازي كشور در قبال مبارزه با دشمن است. آقاي احمدي نژاد در بخشي از سخنانش در شهركرد گفته است: «بوش علاقه زيادي به ضربه زدن به ملت ايران دارد. او طراحي كرد و افغانستان را تصرف كرد، بعد عراق را گرفت و اعلام كرد كه گام سومش ايران است. هدف اصلي او ايران بود اما من خبرهاي موثقي دارم كه بوش وقتي در سفر خود به خاورميانه، طرح حمله به ايران را با فرماندهانش مطرح كرده بود با مخالفت شديد آنها مواجه شده و وقتي درخواست حمله هوايي به ايران و بمباران برخي شهرها را مطرح كرده و مخالفت فرماندهان خود را ديده، حتي نتوانسته آنها را براي تعرض هواپيماهاي آمريكايي بر فراز يكي از شهرهاي ايران و شكستن ديوار صوتي هم راضي كند و با ترس و لرز بغداد را ترك كرده و به استراليا رفته و در آنجا هم تا دو روز حتي نتوانسته درست حرف بزند.» به راستي اگر دشمن ما تا به اين اندازه ناتوان است از چه روي ما دائماً در حال هشدار به مردم هستيم و بعضاً گروه هاي سياسي داخلي را نيز متهم به همراهي و همكاري با چنين دشمن ناتواني مي كنيم و در داخل نيز كوس جدايي را به صدا در مي آوريم. واكنش جهاني مي تواند به همان اندازه كه محصول عملكرد دشمنان در قبال ما باشد محصول عملكرد ما در قبال جهان باشد. اگر فعالان در عرصه سياست داخلي به ياد داشته باشند اوايل سال 1386 سعود الفيصل وزير امور خارجه عربستان ضمن انتقاد از عملكرد دولت نهم منش و عملكرد دولت هشتم را يادآور شد و از مسوولان خواست تا سياست تنش زدايي دولت خاتمي را سرلوحه عملكرد خود قرار دهند. هم اكنون نيز هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري سفري موفقيت آميز به عربستان داشته است.
از چنين منظري مي توان به سفر هاي اروپايي سيدمحمد خاتمي در مقايسه با سفر هاي رئيس دولت نهم پرداخت و سفر احمدي نژاد به اروپا را به عنوان نمونه اي بر اين مدعا قرار داد. اگرچه دفتر رئيس جمهوري مدعي است كه براي سفر رئيس جمهوري به ايتاليا تدارك ديدار با مقامات ايتاليايي در دستور كار نبود اما اين خود پرسشي حائز اهميت است كه اساساً چرا احمدي نژاد پا به ايتاليا (كشوري كه در اروپا يكي از بيشترين سطح تجارت را با ايران دارد) مي گذارد اما با مقامات سياسي و اقتصادي اين كشور ملاقات نمي كند اما حاضر به ديدار با رئيس جمهور سنگال (در همان سفر) مي شود. به راستي جايگاه سنگال در عرصه جهاني و سياست خارجي ايران كجاست؟ اگر امروز احساس مي شود كه ايران در مسائل عراق و افغانستان از رقيب عقب افتاده و به عرصه جهاني نيز يا راه ندارد يا به سختي پذيرفته مي شود و نتيجه آن مي شود كه رئيس جمهوري هشدار مي دهد دشمن به فكر توطئه است، اين به عملكرد دولت و شخص رئيس جمهوري باز مي گردد و نه كسي ديگر و شخص رئيس جمهوري مسوول آن است. برخوردي كه دنيا امروز و در گذشته با برخي مسوولان چون هاشمي رفسنجاني و به ويژه سيدمحمد خاتمي داشته و دارد نشانگر آن است كه چهره هاي معقول و معتدل با سياست هايي به دور از بحران زايي در دنيا پذيرفته شده هستند و تداوم مشي آنها در سياست خارجي مي تواند كشور را از آنچه رئيس جمهوري توطئه دشمن مي ناميد در امان بدارد.اگر عزمي در اين راه باشد.

  نوشته شده در  جمعه 24 خرداد1387ساعت 18:7  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM