تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

این آقای کروبی یک حرف درست میزنه اون هم اینکه باید فرهنگ حزبی تو کشور جا بیفته و برای جا افتادن این فرهنگ حزبی باید  هزینه پرداخت واین رو دستاویز یا دلیلی قرار داده که تو ائتلاف اصلاح طلبان شرکت نکنه . تا این جا ایرادی نیست.بلکه خیلی هم خوبه. اما متاسفانه حرف ها و کارهایی که میکنه اصلا نشون نمیده که کروبی با شناخت فرهنگ حزبی داره به فعالیت حزبی می پردازه یا حداقل رفتارهاش نشان از یک حزب پیشرفته امروزی نداره.

کروبی این روزها برای نجات خودش و حزبش دست به هر تخریبی علیه اصلاح طلبان میزنه و با چسباندن یک پسوند تندرو به واژه اصلاح طلبان و اصلاح طلبی دقیقا کسانی رو نشونه میره که کیهان و تیم وابسته به اون نشونه میرن.

کروبی در واقع با حرف هایی که علیه اصلاح طلبان میزنه داره این پیام رو به نظام میروسونه که باباجون من خلم، رگم بگیره به همه گیر میدم. همین امر باعث شده که امروزه تنها کسی که می تونه به رهبری هم نامه های تند بنویسه و راست راست راه بره؛ کروبی باشه چون کسی نمیگه کروبی به آقا حمله کرد میگن رگ لریش گرفته اشکال نداره.

حالا بی اخلاقی های روزنامه شون رو هم در نظر بگیرین همه چیز تکمیل میشه. حتما تیتر یک امروز اعتماد ملی رو دیدین. تیتر زدن:"خاتمی سرلیست اعتماد ملی"(ببینید) و این درحالیکه خاتمی بارها اعلام کرده که نامزد انتخابات مجلس نمیشه. نکته جالب اینکه تیتر خبر خودشون با تیتر یک روزنامه فرق داشته و یک کلمه احتمالی هم داره که تو تیتر یک برداشتنش  و مطلب رو که بخونید اصلا معنای دیگری داره.اما بعضی ها که حس میکنن با حضور خاتمی جاشون تنگه دوست دارن یک جوری اون رو وصل کنن به مجلس. کسانیکه تو زدن این تیتر خلاقیت به خرج دادن فکر نکردن  که خاتمی نامزد بشه آیا اعتماد ملی توانایی داره اون رو سرلیست نکنه؟ همیشه همه چیز از روی انتخاب نیست بعضی از تصمیم ها اجباریه. مثل اینکه خاتمی نامزد ریاست جمهوری بشه اونوقت  تکلیف کروبی و حزبش روشنه. نکته بعدی اینکه مگه آقای کروبی تاکید به کار حزبی نداره و مگه نه اینکه خاتمی با یک من سیریش هم به اعتماد ملی نمی چسبه .پس برای چی اگر خاتمی نامزد بشه سر لیست حزب اعتماد ملی میشه؟ مگه این حزب به اندازه کافی آدم نداره؟ چرا داره؟ آدم در قواره خاتمی نداره. چنانکه کار گزاران هم نداره ولی اونها باهوش ترن خودشون مشکل رو حل کردن.

خدارو شکر قرار شده آقای کروبی ازاین به بعد بجای 50هزار تومان دلار بده. لج نکنه دلار های منو نده خیلیه!

لازمه این نکته رو بگم که مطلبی که در باره روزنامه اعتماد ملی نوشتم شامل حال بچه های روزنامه نگار و خبرنگاران حرفه ای و با اخلاق این روزنامه نمیشه. گو اینکه اخیرا یک تیم خوب و حرفه ای از این روزنامه دارن با مجموعه باران کار میکنن و سایت خبری باران رو قراره در بیارن.

  نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 19:29  توسط امیر عباس نخعی  | 

این یادداشتی بودکه جمعه بعد از حضور در کنگره مشارکت نوشتم و در روزنامه سرمایه چاپ شد.

 

جبهة مشاركت در دهمين كنگرة خود نيز نشان از حزبي رشد يافته با برنامه و همچنان منتقد داشت.

 سالن مسجد اميرالمومنين روز گذشته در حالي مملو از جمعيت و خبرنگاران داخلي و خارجي بود كه مشاركت ديگر نه تنها در اوج قدرت اجرايي سياسي نيست، بلكه عضويت و حتي همكاري با اين جبهه مي‌تواند تبعاتي را به همراه داشته باشد.

 همزمان با شكل‌گيري دوم خرداد 76 و روي كارآمدن دولت سيد محمدخاتمي و در عصر طلايي احزاب، جبهة مشاركت ايران اسلامي شكل گرفت و فعاليت‌هاي خود را در عرصة سياسي، اقتصادي، اجتماعي و... كشور آغاز كرد.اولين كنفرانس مطبوعاتي اين حزب براي شناساندن و معرفي خود به جامعه با حضور مرتضي حاجي، محمدرضا خاتمي‌و علي شكوري‌راد در جمع اصحاب مطبوعات تشكيل شد.آن روز در جلسة كنفرانس، خبرنگاران حاضر ترجيح مي‌دادند تا «مرتضي حاجي» بيش از ديگران پاسخگوي سوالات باشد چرا كه جامعه، شناخت چنداني روي دو چهرة‌ حاضر ديگر نداشت.اما اينك با گذشت 10 سال از آن زمان محمدرضا خاتمي وعلي شكوري‌راد نه‌تنها چهره‌هاي شناخته شده در ميان اهالي مطبوعات بلكه در جامعه هستند.اين شناخت كه به واسطة حضور پررنگ اين حزب در عرصة اجرايي كشور حاصل شده بي‌شك فراز و فرودهايي را براي «آن مشاركت» تا «مشاركت امروز» به همراه داشته است.جبهة مشاركت ايران اسلامي همچون بسياري از احزاب سياسي ديگر برنامه‌هاي دراز مدتي را در دستور كار خود داشت كه با وجود كسب موفقيت در بسياري از آن‌ها برخي را بنا به مصلحت‌سنجي‌هاي سياسي و با شرايط موجود به‌دست فراموشي سپرد.جبهة مشاركت همچنان كه از نامش برمي‌آيد در ابتدا هدف‌گيري فعاليت‌هاي سياسي خود را بر تشكيل «جبهه‌اي» از احزاب سياسي بنا نهاد، كه به‌زعم تشكيل‌دهندگان آن همة احزاب مي‌توانستند با هر مرام فكري در آن جاي بگيرند، اما امروزه اين تشكل سياسي «جبهه» را تنها به عنوان نمادي با خود به يدك مي‌كشد و عملا احزاب ديگر يا در آن جاي نگرفتند يا بنا به  مصالح سياسي در آن جاي داده نشدند.در كنگره‌هاي نخستين حزب به راحتي مي‌شد چهره‌هايي از احزاب راست (اصول‌گرايان) و چپ (اصلاح‌طلبان) را در نخستين رديف صندلي‌ها ديد؛ اما در دهمين كنگرة‌مشاركت، خبري از اصول‌گرايان نبود علاوه بر اين خط‌كشي جدي نيز در ميان جبهة مشاركت با برخي طيف‌هاي اصلاح‌طلب همچون نهضت آزادي و ملي مذهبي‌ها وجود دارد.حال اين تحولات تحميلي و براساس اجبارهاي نظام جاري بوده يا انتخابي؛ يك نتيجه از آن منتج مي‌شود و آن اين است كه اين تشكل خواه‌ناخواه از «جبهه» بودن فاصله گرفته و خود را به يك حزب سياسي بيش از پيش نزديك مي‌كند.اما نبايد فراموش كرد با وجود شرايط موجود بي‌ترديد اين حزب سياسي اين روزها به يكي از محور‌هاي حركت اصلاح‌طلبان بدل شده كه عواملي در ايجاد شرايط فوق موثر بوده است.يكي از مهم‌ترين اين عوامل نوع مرزبندي «مشاركت» با حاكميت و تعريف مرزبندي‌هاي سياسي خود با آن است. «مشاركت» اگرچه نسبت به برخي از احزاب مرزبندي دارد اما اين مرزبندي را در برخي از مفاهيم اساسي با حاكميت نيز حفظ كرده است. مشاركت اين خط‌كشي را حتي در دوره‌اي كه در درون حاكميت نيز قرار داشت، رعايت كرد كه نتيجة نهايي‌اش آن بود كه به قول «عباس عبدي» به اخراج از حاكميت منجر شد. علاوه بر آن اعضاي اين حزب نسبت به ساير اعضاي احزاب اصلاح‌طلب هزينه‌هاي سنگيني را براي فعاليت‌هاي سياسي خود در دورة هشت سالة اصلاحات پرداخت كردند.عامل ديگر در اين تاثيرگذاري نسبت هواداران اين حزب نسبت به ساير احزاب اصلاح‌طلب است. نفوذ «مشاركت» به‌عنوان يك حزب فعال (به واسطة معيارهايي كه در بالا ذكر شد) در جامعه موجب شده تا گرايش مردم نسبت به اين حزب بيش از ديگر احزاب اصلاح‌طلب باشد كه البته در اين ميان نقش محبوبيت سيدمحمد خاتمي را نمي‌توان ناديده گرفت.خاتمي اگرچه رسما عضو حزب مشاركت نيست اما به‌عنوان پدر معنوي اين حزب در ميان مردم شناخته شده است، آنچنان كه كارگزاران با هاشمي رفسنجاني. شايد عمده‌ترين تفاوت «مشاركت» و «كارگزاران سازندگي» در اين زمينه تفاوت در چگونگي شكل‌گيري آن‌ها باشد. به زعم كارشناسان «كارگزاران سازندگي» به وسيلة هاشمي رفسنجاني شكل گرفت و بعدها هميشه رابطة معنوي خود را با وي حفظ كرد، اما جبهة مشاركت توسط سيدمحمد خاتمي شكل نگرفت بلكه صرفا توسط جمعي از هواداران وي تشكيل شد. امروزه اگر  تاثير سيدمحمد خاتمي بر حزب مشاركت به‌عنوان يك چهرة سياسي معتدل و كارساز در عرصة جهاني و محبوب در داخل تاثيرگذار است اما اين‌گونه نيست كه بدون حضور وي مشاركت از فعاليت باز افتد؛ اتفاقي كه ممكن است در خصوص پاره‌اي از احزاب وابسته به چهره‌ها رخ دهد.«مشاركت» اينك در دهمين سال تشكيل خود در حالي دهمين كنگرة خود را برگزار كرد و براي انتخابات آيندة مجلس خيز برداشته است كه حتي از داشتن يك روزنامه به‌عنوان تريبون محروم است و دوران تخريب از فروغ آنچناني برخوردار نيست.

 «مشاركت» تازه توانسته از زير بار انتقادات هشت سال در دست داشتن قدرت عرصة اجرايي كشور خارج شود كه بيش‌تر آن را نيز به چگونگي عملكرد رقيب مديون است تا تلاش خود.حال بايد ديد كه آيا اين حزب سياسي اجازه خواهد يافت تا چهره‌هاي شاخص خود را براي ك سب كرسي‌هاي سبزرنگ مجلس راهي بهارستان كند و عصر نويني را آغاز كند يا اصلا اجازة ورود به رقابت به آن‌ها داده نخواهد شد.

 

تو کنگره شنیدم که احتمالا محمد رضا عارف معاون اول سید محمد خاتمی در دوره ریاست جمهموری یکی از گزینه های ائتلاف اصلاح طلبان برای سر لیست شدن است

  نوشته شده در  شنبه 5 آبان1386ساعت 18:28  توسط امیر عباس نخعی  | 

کتاب "تجلی هویت ایرانی"قرار است بزودی منتشر شود. در این کتاب دستاورد های سفر احمدی نژاد به آمریکا به صورت کتاب و به نام "هویت ایرانی"منتشر خواهدشد و قسمت سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا به عنوان یک نقطه عطف نبرد کلمبیا نام گرفته است.

واقعا یک نفر چقدر باید روحیه داشته باشه  اجازه بده اون همه گاف در سازمان ملل رو به عنوان هویت مردم ایران منتشر کنند. ماکه از همون اول به رفتار و اتفاقات و دستاوردهای احمدی نژاد در آمریکا انتقاد داشتیم به خصوص نقطه عطف اون یعنی دانشگاه کلمبیا.

آقای مهاجرانی و بهنود و....هویتشون رو تحویل بگیرن. خلاصه طبق استدلال اونها درسته دیگه با هر شرایطی که باشه احمدی نژاد رییس جمهورشونه و عملکردش نشانی از هویت مردم ایران.

  نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 19:36  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM