حاشیه نگاری |
آقای احمدی نژاد با دستور نرخ بهره رو نزدیک به ده در صد یک شبهه کاهش میده آب از آب تکون نمی خوره که هیچ و فقط سیاست مدارها و اقتصاددانان برای اینکه بهش بگن بابا تو کشور های درست و حسابی اقتصاد اینقدر هم خر تو خر نیست کمی بهش حمله می کنن.حالا آقا به فکره جنگه که هیچ میگه تحریم های اقتصادی رو کشور ما هیچ تاثیری نداره.خوب راست نمیگه آخه؟رو کدوم اقتصاد تاثیر میذاره؟!
1-غرب علیه ایران رخت جنگ می پوشد. فرانسه که با آمدن "سارکوزی" به متحد درجه یک آمریکا علیه ایران تبدیل شده از این پس نقش بریتانیا در جنگ با عراق را ایفا می کند با این تفاوت که ظاهرا "سارکوزی"رییس جمهور جدید فرانسه بسیار آتیشین مزاج تر از رقیب انگلیسی خود است. سخنان وزیر امورخارجه فرانسه مبنی براینکه جهان در مقابل فعالیت های هسته ای ایران رخت جنگ بر تن خواهد کرد اگرچه هشداری برای امروز و فردا نیست، اما هشداری قابل تحقق است که که ظاهرا خیلی ها را به دست و پا زدن انداخته است. از این رو است که کسانی که تا دیروز "حسن روحانی" و تیم سابق مذاکرات هسته ای را جاسوس می پنداشتند او را به میدان فرستاده اند تا تدبیری بیندیشند. اما این قوم را دیگر تدبیری نیست جز تغییر ماهیت و تسلیم کامل در مقابل جامعه جهانی.
و اما مردم ایران.ظاهرا نظاره گرانی بیش نیستند.
2-هادی قابل از اعضا جبهه مشارکت چندی است در بازداشت به سر می برد وخبری از او در دسترس نیست طبیعتا اینها هشدارهای انتخاباتی است اما در حال حاضر باید کمک کرد تا او وسایر زندانیان سیاسی آزاد شوند.
استقلال تهران در مقابل سایپا بازهم نتیجه نگرفت وکری خوانان ما را به نوپ و تشر بستند.جالب اینکه ناصر حجازی میگه مگه بقیه تیم ها نمی بازن خوب ماهم باختیم.کسی نیست بگه آخه بلد نیستی تیم بچینی چرا حرف مفت میزنی.امکانات، مادی ومعنوی استقلال که با سایر تیم ها یکی نیست. بگذریم انگار امثال شانس با ما نیست.مگه غیرت بچه ها گل کنه.
تو پست قبلی می خواستم در پاسخ به یکی از کامنت ها که دوست عزیزی به نام" محمد"برایم نوشته مطلبی بنویسم که چون اساسا در باره 11 سپتامبر نوشتم صبرکردم که تا سر فرصت در پاسخ به آقا محمد که او را مثل همه محمد هایی که در ایران هستند می شناسم نکاتی را بنویسم.
خلاصه حرف من در باره عدم نیروهای فعال در جنبش زنان وجمع آوری تنها 2000 هزار امضاء علیه لایحه حمایت از زنان بود و محمد گفته بود:" تا آنجا که به یاد دارم آخرین باری که در خصوص اعلامیه ای ، جنبش زنان امضا جمع کرد ( فقط چند ماه پیش) تعداد امضا ها به زور به 1000 تا بالغ می شد. این بار اما تعداد 2000 است. و این یعنی افزایش 100 درصدی در میزان جلب حمایت مردمی آنهم در شرایط محدودیتهایی که همه مان شاهدش هستیم.در ادبیات ریاضی این یعنی تحول!"
محمد جان این یعنی تحول، اما تحول در تعداد امضایی که من مطمئن هستم اگر بیشترتلاش می شد و زمان اجازه می داد به صد هزار تا هم می رسید.اما واقعا این تعداد بیانگر اعضاء فعال در جنبش زنان ایرانه؟ شما به اسامی تکراری امضاء کنندگان توجه کنید. خیلی از اونها روزنامه نگارانی هستن که به واسطه شغلشون تو این قبیل کارها بصورت فعال هم مشارکت می کنن. امضاء کنندگانی و حتی غیر روزنامه نگارانی که اگر فردا بگن یکی کلیه اش خراب پول نداره بخره برای کمک به اون فرد پای هر نامه ای رو امضاء می کنن.اگه بگن یک روزنامه نگار زندانه امضاء می کنن و.....
ماجرا این نیست که کار اینها بیهوده است. برعکس معنیش اینکه نیروی پای کار و آدم حساس به مثال سیاسی و اجتماعی کم داریم(همون 2000هزارتا حالا کمی بالا پایین تر)این عده مجبورن تو همه جبهه ها فعال باشن واما معنی بدش اینکه اینها الزاما فعال حرفه ای یک جنبش مثل زنان نیستند واین همون چیزیکه جنیش زنان نیازه داره. سئوال اینکه مگه کمپین یک میلیون امضاء تا حالا حداقل صد هزارتا امضاء نداره پس چرا برای یک لایحه مهمی مثل حمایت از زنان که در واقع حق اونها رو زیر پا گذاشته فقط 2000 هزار امضای افراد به قول بچه های کیهان معلوم الحال اونرو امضاء کردن.چون سازماندهی نیست و فعال سازی مناسب انجام نشده وگرنه ذهن افکار عمومی نسبت به حقوق زنان آشناست وحتی روشنفکرانی چون سید محمد خاتمی از واژهای اون گفتگوی "چهره به چهره"با مردم وام می گیرند (سخنان خاتمی)که این توفیق بزرگی است که فعالین این حوزه( نه امثال من که صرفا به عنوان یک منتقد و روزنامه نگار به این حوزه نگاه می کنند)باید آنرا ساماندهی کنند یا هر کار دیگری که خودشان می خواهند.
البته به نظر من جنبش زنان ایران و در سالهای آینده با مشکلات جدی تری مواجه خواهد شد که الان وقت واشکافی آن نیست.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|