حاشیه نگاری |
امروز علی لاریجانی دبیر عالی شورای امنیت در جلسه خبرگان رهبری که آقای هاشمی در اون به پیروزی رسید وبرکرسی ریاست نشست؛ گفته که"درباره مسایل هسته ای پیام ما خیلی شفاف است آمریکایی ها خود رو به ناشنوایی زدن"
درست میگه و این چیز بعیدی نیست. این آقایان که خودشون رو استاد در سیاست میدونن ودیپلماسی سید محمد خاتمی رو منفعلانه تلقی می کردن وارد بازی خطرناکی شدن .متاسفانه مردان دیپلماسی ما در کمال حماقت فکر می کردن که هر کاری خواستن می کنن و هر شعار بی پشتوانه ای میدن وقطعنامه های شورای امنیت رو کشککی می خونن وبعد هروقت فشار زیاد شد وآقایون دلشون خواست بر می گردن سرجای اول ودوباره که شرایط عادی شد روزی روز از نو. اما ازبد حادثه به شدت در اشتباه بودن چون آمریکایی ها که از توافقات ایران و تروییکای اروپا در زمان خاتمی آچمز شده بودن به یمن سیاست هوشمندانه همین لاریجانی ها که قرار بود بجای آبنبات در غلطان برامون به ارمغان بیارن اینروزها شرایطی برای ایران درست کردن که دیپلمات های ما تو راهی افتادن که دیگه هیچ راه بازگشتی نداره. مگه آمریکایی ها احمق هستن که به توافقات کج و کوله ایران با آژانس تن بدن. اونها تازه بهترین شرایط رو پیدا کردن ودر گوشه رینگ هر چند هراز گاهی مشتی حواله اینها می کنن،خوب معلومه خودشون رو به کری میزنن وپیام عقب گرد ما باآژانس رو نشنیده می گیرن. معلومه اعتنایی به گزارش برادعی دبیر کل آژانس نمی کنن،تازه اگه همون گزارش با نظر خودش تهیه نشده باشه که در عین مثبت بودن کلیدی ترین نکته یعنی غنی سازی رو به بدترین لحن دربارش اعلام نظر کرده .
آقای لاریجانی! این تازه اول راه. نگرانی از اونکه تعلیق غنی سازی که هیچی؛ همه نیروگاه ها و تاسیسات رو از بن ببرید وبا کشتی بفرستید آمریکا و بگید" بفرمایید اینها همش بود" و باز اونها نشنوند.
-امروز سرمقاله روزنامه "کیهان"به قلم حسین شریعتمداری رو می خوندم دیدم حرف حساب زده ولی نتیجه معکوس گرفته.اسم سرمقاله "خوشبین نباشید" بود وتحولات اخیر هسته ای به خصوص گزارش البرادعی مدیر کل آژانس انرژی هسته ای رو مورد بررسی قرار داده بود به مسوولان سیاسی و هسته ای هشدار داده بود که چندان هم خوشبین نباشند چراکه گزارش آژانس همچنان دو پهلو است و مانع فعالیت های هسته ای ایران خواهد بود.
در واقع نکته اصلی که شریعتمداری خوب به اون توجه کرده اینکه تنها نکته مثبت گزارش اینکه نوشته ایران درباره پلوتونیوم و اورانیوم بسیار غنی شده مشکل خودش رو با اژانس حل کرده اما نکات اصلی و به خصوص اصلی ترین اون یعنی تعلیق غنی سازی اورانیوم(که شریعتمداری هم هوشمندانه اون رو ندیده گرفته) همچنان به عنوان معضل اصلی باقی است و گزارش در این زمینه نه تنها سکوت نکرده بلکه اعلام شده ایران علیرغم خواست جامعه جهانی تعلیق غنی سازی اورانیوم رو همچنان ادامه میده.
این در شرایطی که برخی مسوولین سرود پیروزی سر دادن و دم از بسته شدن پرونده هسته ای و یا بازگشت اون به آژانس خبر میدن.در حالیکه اصلا مشکل ایران از روز اول تو این پرونده همین تعلیق غنی سازی بود ورایس بار ها اعلام کرده بود که به محض تعلیق با مقامات ایرانی در باره هر موضوعی حاضر به گفتگو است. ودلیل چنین در خواستی هم نیست جز شکستن ابهت دیکتاتوری این نظام در جامعه جهانی و در میان کشورهای اسلامی گروه های وابسته.پس خوشبینی ناشی از سادگی حضرات چه دلیلی داره من از اون سر در نمیارم. البته آقای شریعتمداری با آگاهی از این مسئله مسوولان رو به ادامه راه خودشون تشویق کرده ودر واقع به جامعه جهانی اعلام جنگ کرده که البته جز این انتظار نمی رفت.
2-تو چند روزی که مسافرت بودم از خیلی از خبر ها غافل بودم. یکی از این خبرها رو تو بی.بی.سی خوندم واون این بود که در آمریکا دادگاه مردی که می خواسته سلاح به ایران منتقل کنه برگزار شده و اون تودادگاه اعلام کرده که برای یکی از روسای جمهور سابق ایران که مخالف احمدی نژاد است می خواسته سلاح وارد کنه.حالا این سلاح ها چی بوده؟ سه دستگاه یوزی و دو دستگاه دوربین دید در شب.
مشکوک نیست؟ورود سلاح اون هم یوزی که تو همین خیابون فردوسی تهران می فروشن قبضه ای 90هزار تومان و با سه تای اون یک پاسگاه رو هم نمیشه گرفت.در کنار دو دستگاه دوربین دید در شب که جزو سلاح های محرمانه است و برای جنگ های پیشرفته بکار میره و فقط ارتش های پیشرفته به اون مجهزند اون هم برای روسای جمهور سابق ایران و با تاکید بر کلمه مخالف احمدی نژاد،یعنی یا خاتمی یا رفسنجانی؟!
این چه پاپوشی برای اصلاح طلبان در راه خدا عالمه!
3-فرمانده سپاه چرا تغییر کرد رو من نمی دوم شما میدونید به من هم بگید
جاي دوستان خالي چند روزي در تعطيلات به ده خودمون كلاردشت رفتم.از فروردين ماه تا حالا فرصتي پيش نيومده بود تا به اين روستاي خوش آب و هوا بيايم و خودم رو تو طبيعت غرق كنم.
فروردين ماه كه اينجا بودم وقتي به به صحرا مي رفتم تا قدم بزنم تمام دشت و كوه هاي اطرافش سبز رنگ بود اما الان طبيعت تغيير دكوراسيون داده بود وتمام دشت طلايي رنگ شده بود.در اين مدت جوونه هاي سبز رنگ گندم خوشه شده بودن و در فصل خوشه چيني هم چيده شده ونيم ساقه هاي طلايي تمام دشت رو طلايي كرده بودن با كمر بند سبز رنگ در اطراف اون.
البته حيف از برخي بي فرهنگي ها كه طبيعت رو نا زيبا مي كنه.
جوي هاي زيباي آب پر بود از بطري هاي پلاستيكي نوشابه و اطراف حصارها پر بود از پلاستيك چيپس وپفك.
واقعا آدم تعجب مي كنه اينها كي هستن كه به اين راحتي حاضر ميشن بطري نوشابه خود رو به نهرها وپلاستيك خوراكي هاي خود را در دشت ها رها كنن.چه مي دونم شايد كساني مثل من.بالاخره از آسمون که نمیان میان؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|