تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

جالبه بعضي ها فرياد هاي داخلي و جهاني رو نمي شنوند ولي برخي از زمزمه ها رو نه تنها مي شنوند بلكه از اون سرمقاله هم مي سازند.آقاي حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان در لا به لاي كوه اخبار داخلي وجهاني سرمقاله اي نوشته در مورد اظهارات رييس مركز امور بين ملل دانشگاه نيويورك كه گفته

 براي آرامش در عراق بايد از استقرار دوباره ديكتاتوري در اون كشور حمايت كرد.جداي از تاييد واصالت خبرفوق ؛ تعجب مي كنم ايشون چرا اين ماجراي بازگشت ديكتاتوري رو خوب شنيده ولي اين همه لزوم گسترش دمكراسي خواهي وانتخابات آزاد وسپردن كارها به دست خود مردم براي ايجاد آرامش رونشنيده ونمي شنوه؟!

اگرچه در اون سرمقاله سعي شده تا گفته هاي رييس مركز امور بين ملل دانشگاه نيويورك نقد بشه اما تلويحا آقاي شريعتمداري براي كساني كه در اون طرف آبها كيهان رو به عنوان روزنامه طيف صاحب نفوذ وتندروي نظام رسد مي كنن پيغام فرستاده كه وجود ديكتاتورها در كشور هاي جهان سومي بهتر جواب ميده، براي اينكه ديكتاتورها فضاي داخل رو مي بندن وبا خارج هم هر جور كه اونها بخوان به توافق مي رسن و باج ميدن.

ولي زهي خيال باطل اين حرف ها در دنياي امروز جايي نداره وزمزمه هايي است كه مياد وميره. دنياي امروز ديگه حكومت هاي  تك صدايي رو برنمي تابه و در اين خواسته نه منافع كشور هاي جهان سوم بلكه منافع خود كشور هاي توسعه يافته مد نظره. تو كشورهايي كه مردم حرف واقعي رو بزنن و انتخابات مصنوعي نباشه ديگه آمريكا و كل اروپا نبايد تمام ديپلماسي خودشون رو صرف مقابله با توليد انرژي هسته اي تو يك كشور بكنن بلكه خود مردم هزينه فايده ميكن كه چي ميدن؟چقدر ميدن؟به كدوم كشور ميدن؟وچي ميگيرن. اونوقت تاره تصميم ميگيرن كه مي خوان يا نه؟ديگه غربي ها مجبور نيستن با اسلحه هاي قاچاق كه در دست گروه هاي مختلف شورشيه مبارزه كنن.مردم اون كشور تصميم ميگيرن كه به  فلان گروه شورشي يا حتي آزاديخواه كمك مالي بكنن يا نه؟ديگه دولت ها به يك ديوانه امكانات نمي دن كه از تو خاكشون تصميم بگيره دو تا برج رو بريزه زمين بلكه مردم تصميم ميگيرن كه آدم هاي خطرناك وخل وضعي مثل بن لادن حق دارن نيرو هاي خودشون رو براي كشتن مردم بيگناه ديگر كشورها تو خاك كشورشون پرورش بدن يا نه؟

بنابراين نه براي گل روي ما كه حتما براي گل روي خودشون نمي گذارن كه به همين راحتي ديگه حكومت هاي تك صدا و ديكتاتور سر قدرت بمونن وهسته اي و طالبان و اسلام افراطي بهانه ايست براي از بين بردن حكومت هايي كه پول بي حساب و كتاب دارن وبجاي مردم يك نفر تصميم ميگيره كه اين پول ها كجا ودر راه منافع كي خرج بشه.حالا اگه مردم چنين كشور هايي خودشون جنبيدن كه هيچ؛ نه جنبن همون ميشه كه ميگن دمكراسي با بمب مياد!

  نوشته شده در  یکشنبه 21 مرداد1386ساعت 21:22  توسط امیر عباس نخعی  | 

جاي دوستان خالي تو اين تعطيلي يك ميهماني رفتم كه خيلي جالب بود.از خود ميهماني بگذريم وسطاي شب يكي از دوستانم يكي از ميهمانان رو كه يك فرانسوي بود معرفي كرد واون كه فهميد من يك خبرنگار هستم ما رو خفت كرد وشروع كرد به گفتگو در باره مسايل مختلف سياسي كه بعضي جاهاش كه برام جالب بود به عنوان نظر يك خارجي در باره ايران براتون مي نويسم.

بخشي از صحبت هامون در باره اعدام هاي اخير تو ايران بود.كلي نسبت به اين مسئله انتقاد داشت وگفت: "مي دونم كه اين افراد به اسم اشرار اعدام مي شوند و البته خيلي از اونها مجرم هم هستن ولي ما در فرانسه انسانها را به دليل جرايم اينچنيني نمي كشيم." مي گفت:"فرض كن در فرانسه سال گذشته آشوب هاي زيادي در پاريس پايتخت كشوربرپا شد كه خيلي از افراد كه سابقه دار در شرارت هم بودن به آتش زدن اموال مردم،تجاوز به نواميس در حين شلوغي ها، آتش زدن اموال دولتي از جمله بانك ها وغارت فروشگاه ها محكوم شدن اما هيچكس به اين سختي مجازات نشد و اگر قرار بود به اين راحتي هركس به جرم اخلال در نظم عمومي يا اقدام عليه امنيت ملي حكم اعدام بگيره در فرانسه بايد چه رخ مي داد؟"

صحبت بعديمون در باره ايران بود. مي گفت:"ايران بهشته! ولي بدن احمدي نژاد وهمفكرانش." و در مورد ساركوزي رييس جمهور جديد فرانسه صحبت كرد كه در دوران او فرانسه دوره طلايي خود را طي خواهد كرد(البته اين نظر اون بود). واز اينجا به بعد در باره مسايل هسته ايران صحبت شد كه كار به اعتماد جهاني و خاتمي كشيد. فهميدم خاتمي چه قدر براي برخي از اروپايي ها هنوز شخصيت قابل اعتماد و دوست داشتنيه.

تمام سفر هاي خاتمي بعد از دوره رياست جمهوري شو حفظ بود ومشتقانه از اين مي پرسيد كه خاتمي چه برنامه هايي براي رياست جمهوري داره و وقتي گفتم بعيد مي دونم كه خاتمي قصدي دوباره براي رياست جمهوري داشته باشه به شدت ناراحت شد. مي گفت:"خاتمي آدم بسيار امني براي دنياست با حضور خاتمي در ايران وقدرت داشتن خاتمي اروپا حتي موافق اين مي تونه باشه كه ايران نه به انرژي صلح آميز هسته اي بلكه به تسليحات هسته اي هم دست پيدا كنه .چرا اسرييل بايد داشته باشه ، پاكستان داشته باشه، هند داشته باشه ولي ايران نه. براي اينكه احمدي نژاد داره كه حاضره نه تنها براي مذهب بلكه براي منافع خودش خون بريزه ولي خاتمي براي هيچ چيز حتي مذهب حاضر به خون ريزي نيست پس ايران با خاتمي ويارانش مي تونه حتي تسليحات هسته اي هم داشته باشه. مشكل دنيا احمدي نژاد و همفكرانش است نه ايران."

قضاوتش با خودتون من نظراتش رو نوشتم.

  نوشته شده در  شنبه 20 مرداد1386ساعت 20:31  توسط امیر عباس نخعی  | 

در حالي روز مربوط به خبرنگار را مي گذرونيم كه بسياري از دوستان وهمكاران عزيزمان در روزنامه شرق و هم ميهن بيكار هستن وروزهاي سختي رو پشت سر مي گذارن. روزنامه نگاران همچنان محكوم به توطئه براي كودتا هستن و به اونها به چشم جاسوس نگريسته ميشه.در معرض سانسورهستن وهيچ آينده روشني پيش روي خودشون نمي بينن. اگرچه در شرايط سخت ونا امن كار مي كنن اما زير خط فقر هستن وبه هيچ عنوان دستمزد كافي وشايسته با شرايطشون دريافت نمي كنن. اما اين شرايط همه روزنامه نگاران ايراني نيست.هستند روزنامه نگاران بادمجان دور قاب چين وچاپلوسي كه اين روزها بره كشونشون است. به مناسبت روزخبرنگار از ماليات مردم بيچاره كه خرج روزنامه شون ميشه براشون كادو ميخرن و مي دونن كه مثل يك كارمند اداري هميشه هستن تا يك روز بازنشسته بشن وهر دسته و گروهي هم كه سر كار بياد براي اونها فرقي نميكنه چون اونها اصولا براي نظام كار مي كنن وبا ساز نظام هم مي رقصن حالا هرچه نظام سازش رو عليه مطبوعات تند كنه براي اونها مهم نيست چون اونها تند تر مي رقصن وهمكارانشون رو هم به اسم جاسوس افشا مي كنن چون اين كارها امروزه خيلي نون داره.خلاصه روز اين خبرنگارها اين روزها خيلي مباركه وحال ميكنن. چي؟ اوضاع فرق مي كنه ويك روزي ورق برمي گرده. قول ميدم همين ها اون روز بازهم سر صف هستن وخوش رقصي مي كنن.  

  نوشته شده در  سه شنبه 16 مرداد1386ساعت 20:36  توسط امیر عباس نخعی  | 

اين توقيف روزنامه شرق هم از اون گاف هاي  غير قابل توجيه. البته اين استدلال هايي كه دوستان ميارن رو من هم بلدم و به خيلي از اون ها اعتقاد دارم.اينكه زندگي شخصي هر كسي براي خودشه،اينكه نكاتي كه در اين مصاحبه مطرح شده اصلا  ربطي به صفات اخلاقي واعتقادات شخصي" ساقي قهرماني" نداشته كه روز نامه به دليل مثلا مصاحبه با يك همجنس گرا توقيف بشه كه تازه اگر هم مي داشت توقيف نتيجه عكس داره و مي شد با تذكر موضوع رو فيصله داد چه بسا اينكه خود من نه مصاحبه رو نه ديده بودم و نه اون رو خونده بودم و"قهرماني" رو هم خيلي كم مي شناختم اما بعد از توقيف هم مصاحبه رو  و هم از روي كنجكاوي از سايت گوگل برخي از مطالب اين خانوم رو خوندم.

سواي اينكه ايشون هر كاري كرده با توجه به شرايط زندگاني خودش كرده وقوانين ايران رو زير پا نگذاشته و در كشور آزادي مثل كانادا از همجنس گرایی هم دفاع كرده  كه خوب كرده اين چه ربطي به نظر كارشناسي در باره ادبيات داره. مگه الان ما از روس ها با التماس تكنولوژي هسته اي مي خواهيم مي پرسيم كه مثلا مهندسش همجنس گرایی هست يا نه؟ يا هر كوفت زهر مار ديگه كه به حمدالله تو همه چيز هم دست به وارداتمان خوبه به خصوص در زمينه علم ودانش وكارشناس حرفه اي.

بگذريم برم سر جمله اي كه اول مطلب نوشتم. البته قصد بي احترامي به مصاحبه كننده وشونده ندارم اما به نظر من  ارزش نداشت كه تو اين فضا با همچين بهانه اي روزنامه اي مثل شرق توقيف بشه.تعجب مي كنم از شوراي سر دبيري اين روزنامه كه شرق رو با اون همه تاثير گذاري به سادگي به مسلخ بردن.

بر توقيف كنندگان گله اي نيست اونها در اين چند سال خودشون رو به ما ها شناسوندن. هيچ روزنامه اي حاشيه امن نداشته و نداره حتي" صبح امروز" چه رسد به" شرق".

ظاهرا هنوز روزنامه نگارها نا امني رو باور نكردن شايد هم از شدت عادت پوست كلفت شدن. اين روز ها بايد دونست كه وقتي وزير يك كشوري و مسئولان دولتي روزنامه هاي منتقد رو و عملكردشون رو كودتاي خزنده مي دونن ديگه بايد حساب كار رو كرد. در همين چين فضايي نوشتن هر چيزي و انجام هر مصاحبه اي ممكنه كه كودتاي خزنده ويا عمليات" ناتوي فرهنگي "!!!محسوب بشه.

  نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 21:15  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM