تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

ياد روزهاي انتخابات رياست جمهوري بخير از اون روزها هيچي نمي توان گفت جز ياد آوري خاطرات تلخ وشيرين. اون روزها تو ستاد معين تو خيابون ويلا وتوزيرزمين يك خونه بسيار قديمي به همراه داود محمدي كه هدايت" سايت امروز" رو به عهده داشت، كيوان مهرگان ،خانم ستوده ، متقي سايت رو در حمايت از معين به روز مي كرديم.مسئوليت فني سايت با مسعود قريشي وامين سيدين بود وصد البته دوستان عزيز ديگري مثل شاهين نوربخش وباقي دوستان كه در تهيه مطلب به ما كمك مي كردن.

روزهايي كه خيلي از مطبوعاتي ها با پول هاي كلان توستادهاي نامزدهاي ديگه كار مي كردن وتو ستاد معين انصافا نه كسي توقع مالي داشت ونه اصلا پولي بود كه پرداخت بشه.شايد چندر غازي به تيم مطبوعاتي داده مي شد اون هم به خاطر حفظ ظاهر قضيه.

روزهاي سخت وپركاري بود هم نحو تهيه خبر، اون هم در سايتي كه بسيار در تير راس بود وهم انجام ساير كارهاي غير خبري مثل حضور در ميادين براي صحبت كردن با مردم.

سخت بود چون اثبات اينكه معين يك كانديداي حزبيه وبايد به انديشه هاي اون در كنار انديشه هاي حزب وابسته اش يكسان نگاه كرد دشوار بود. شعار دوباره مي سازمت وطن انرژي زيادي به همه مي داد وبه خصوص كه شنيده بودم در ستاد جوانان شور وشوق دوچنداني نيز حاكم بود.هيچ چيز ترس نداشت جز قهر عده اي كه تعدادشان هم قابل توجه بود با صندوق هاي راي ،عده اي كه تصميم شان سرنوشت ساز هم بود واون شب ها لميده بر صندلي هاي خود اين رقابت طاقت فرسا را نگاه مي كردند. از حواشي بگذريم. يادم هست شب آخر برخلاف شب هاي ديگه تو ستاد جاي سوزن انداختن نبودو تو اتاقي كه ژنرال ها مي نشستن گوش تا گوش آدم هاي سياسي نشسته بودن از دوستان خبرنگارم در ساير ستادهاي نزديك به اصلاح طلبان مثل رفسنجاني شنيده بودم كه بعضي هاشون قبل از اومدن به ستاد معين يكسري هم به اونجا زده بودن وچه بسا سري هم به ستاد كروبي وخوب سر شام اونجا بودن وچه بسا سر برداشتن نوشابه قهوه اي! يا زرد نيمچه گفتگواي هم كرده باشن.

بازار نظر دهي داغ بود ديگه مردم راي هاشون رو داده بودن و هركدوم ازژنرال ها  داد سخن مي داد كه چه خدماتي كه براي اصلاحات انجام نداده. تنها كسي كه همچنان شوق توام با اضطراب داشت ودائم با بچه ها تو حياط ودور از ژنرال ها بود مصطفي تاج زاده بود.

شب نفس گير داشت شروع مي شد همه نامزدها در واپسين ساعات آغاز شمارش آراء پيروزي خودشون رو به طرفدارانشون تبريك گفتن.از ستاد معين هم فكر مي كنم شكوري راد  اينكارو كرد وخبر داد كه بر اساس اخبار واصله معين پيروز شده و واقعا نتايج اوليه در يك روستاي متروك اين رو نشون مي داد(اسم اين روستارو به ياد ندارم).چندي بعد نتايج ايرانيان مقيم كره شمالي اومد.يادمه(اميد وارم اشتباه نكنم)احمدي نژاد اول شده بود. همه گفتن مهم نيست چون معلومه چه تيپ آدم هايي رو مي فرستن كره شمالي.

بعد از اون شدت اعلام آمارها بالا رفت از همون اول معلوم بود نتايج معين خيلي ضعيفه.

"قريشي" كه ديگه يكي از دوستان خوبم بود يك جدول درست كرد و با اعلام نتايج انتخابات بلافاصله در كامپيوتر جايگاه نامزدها مشخص مي شد.آراء شهراي كوچك مي اومد مي گفتيم راي معين تو شهراي بزرگتره شهراي بزرگ مي اومد مي گفتيم تو پايتخته وچشم از صفحه مانيتور بر نمي داشتيم .

تا صبح نخوابيديم ،نزديكاي صبح زنگ زدم وزارت كشور به آقاي خانجاني گفت نخعي كار معين تمومه رقابت ماله كروبي واحمدي نژاده!رقابتي كه همه نتيجه اش رو مي دونيم.قهر كردگان از انتخابات كار خودشون رو كرده بودن همون هايي كه امروز براي مانتو وروسري شون جلوشون رو كه مي گيرن صداشون در مياد تو مسايل هسته اي منتقدن واز جنگ مي ترسن واهل جنگ هم نيستن و تحريم اقتصادي و سهميه بندي بنزين بيشترين فشار رو به اونها مياره.

ديگه سحر بود اخبار صبحگاهي هم نتايج دور اول شمارش آراء رو اعلام كرد و همه مي دونستيم كار تمومه. صداي پاي بهزاد نبوي رو شنيدم. براي اولين بار بود مي اومد تو اين ستاد خيابون ويلا تو راهرو صداش مي اومد كه مي گفت بايد "از هاشمي دفاع كنيم" شايع بود نبوي از اول هم با معين موافق نيست و موافق هاشميه پس چه فرصتي از اين بهتر!

معين هم اومد تو حياط ستاد وبالا نرفت. با بچه هايي كه صادقانه ازش حمايت كرده بودن صحبت كرد، هيچكدوم تا صبح نخوابيده بودن.از خاطرات اون روزها درياي نا نوشته مونده كه خيلي هاشو رو نميشه نوشت.

 

  نوشته شده در  دوشنبه 28 خرداد1386ساعت 21:33  توسط امیر عباس نخعی  | 

عكس فارسپنجشنبه قرار بود به مناسبت تولد ملكه انگليس يك ميهماني در سفارت انگليس برگزار بشه ومن هم به اونجا رفته بودم. البته حضور من در آنجا براي شركت در جشن تولد ملكه انگليس نبود بلكه براي كنجكاوي بود. از قضا دوستان بسيجي هم قرار بود به آنجا بيايند ونسبت به برگزاري جشن تولد ملكه در سفارت انگليس (يا به زعم آنها لانه روباه)اعترض كنند.

بگذريم از اينكه واقعا چه حركات زشت ومشمئزكننده اي كه صورت نگرفت. جلوي ميهمان ها به خصوص ايراني ها گرفته مي شد به سمت آنها اشياء مختلف پرت مي شد وخلاصه نيروي انتظامي گاهي مثلا براي جلوگيري يه فشاركي هم به بسيجيان وارد مي آورد.

من براي اولين بار نبود كه از تجمع بسيجي ها در مقابل سفارت انگليس گزارش تهيه مي كردم وفضا رو مي ديدم زماني كه تو روزنامه وقايع اتفاقيه خبرنگار بودم هم چند گزارش تهيه كردم كه تيتر اول هم شد اما اينبار با بقيه دفعات فرق مي كرد. چون دفعات قبل اعتراض بسيجي ها هم سياسي بود(به غلط ودرستي آن كار ندارم) اما واقعا برگزاري يك ميهماني در يك سفارت چه ربطي به يك مشت بسيجي داره.

اگه به لحاظ ما اونها روباه پير هستن خوب به زعم آنها نيز ما تروريست يا اسلامگراي افراطي هستيم پس بايد هر از چند گاهي به سفارت ما در انگليس حمله بشه؟ويا انگليسي ها مانع ميهماني هاي رنگاورنگ سفارت ما در لندن كه حتما با توجه به ويژگي وروحيه مقامات ايراني كه همچين كم هم نيست بشوند؟

از اين ها بگذريم چند بار در ايام دهه فجر (پيروزي انقلاب)و محرم از اخبار خودمان خبر برگزاري مراسم هاي اين چنين را در كشور هاي گوناگون و حتي اروپا شنيده ايم آيا كسي تا به حال در اين مراسم ها مثلا در لندن به سفارت ايران حمله كرده؟

به نظرم براي خارج شدن از خط توحش بايد كم كم روش هاي درست حتي اعتراضات ديپلماتيك را بياموزيم.

انصافا اگربسيجي ها  امروز در خبرها مي شنيدند كه در لندن مراسمي به مناسبت جشن پيروزي انقلاب در سفارت ايران برگزار شده و چندين تن به سفارت ما حمله كرده وچنين و چنان كرده اند وبه مقامات مورد احترام نظام اهانت كرده اند چه مي كردند؟

اما احتمالا خبر حمله به سفارت انگليس در تهران يا پخش نشده ويا اگر هم بشود كسي در لندن به سمت سفارت ما نارنجك دستي پرتاب نخواهد كرد.

ودر ضمن متاسفم براي بعضي از عكاسان خبري در داخل كه عمدتا هم در خبرگزاريهاي جناح راست مشغول كار هستن وبه طرز احمقانه اي براي راحت كردن كار سرويس هاي اطلاعاتي از ايراني هاي حاضر درمراسم عليرغم ميلشان عكس  تهيه مي كردن وايراني ها مجبور به پوشاندن صورت هاي خود بودند

آيا اينها خبرنگارند يا مزدور؟ (ببينيد) 

  نوشته شده در  جمعه 25 خرداد1386ساعت 21:15  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM