حاشیه نگاری |
توي روزنامه حزبي كار كردن اگرچه مزايايي داره اما معايبي هم داره.واين معايب وقتي
خودش روپررنگ تر نشون مي ده كه آدم ناخواسته در راه منافع اون حزب (اگرچه بخشي از اعتقادات خودش هم باشه)به عنوان يك روزنامه نگاردفاع مغلطه آميزكنه.آدم ممكن باهوش باشه وخوب قلم بزنه وآگاهي وسيع هم داشته باشه اما چيزهايي بنويسه كه از اون آدم بعيد باشه كه اشتباهي به اون صراحت بكنه.
همه اين ها رو نوشتم تا به آسمون ريسمون كردن هاي آقاي قوچاني براي قهرمان نشان دادن آقاي هاشمي رفسنجاني واز اون مهمتر تببين يك جايگاه جديد وگنده براي هاشمي رفسنجاني انتقادكنم.
امروزقوچاني سرمقاله اي داشت با روتيري تحت عنوان"شباهت هاي علي دايي وهاشمي رفسنجاني" كه به ناحق چهره قهرماني دايي براي بالا كشيدن هشمي رفسنجاني مخدوش شده بود.
در سرمقاله آمده است:"قهرمان شدن علي دايي همان اندازه شگفت انگيز است كه اول شدن هاشمي رفسنجاني در انتخابات مجلس خبرگان رهبري" اين يعني قياس مع الفارغ. آخه قهرماني در ورزش انصافا چه ربطي به اول شدن در انتخابات داره.آيا مي توان با اين تمثيل هردونفر را يك قهرمان يا يك منتخب نشان داد؟اگر چنين باشد جايزه گرفتن خانم آغداشلو در مراسم اسكار هم خيلي شگفت انگيزبود،پس خيلي به هاشمي شباهت داره؟
در سرمقاله به نامحبوب بودن علي دايي وهاشمي رفسنجاني در ميان اهل ورزش وسياست اشاره شده است.
آيا واقعا جنس نامحبوبي هاشمي وعلي دايي يكي است.در ثاني جايگاه مردم كجاست؟اگرچه اين مغلطه تعمدي است اما بد نيست كه بدانيم منتقدان دايي از سر دلسوزي براي قهرمان كشور مي گفتند به صلاح دايي است كه براي حفظ محبوبيت خودش از ورزش كناره گيري كند اما آيا منتقدان هاشمي مشكلشان با هاشمي از سر دلسوزي است يا خصومت وبعضا تنفر؟آيا منتقدان هاشمي دلسوزانه خواستار كناره گيري وي بودند يا مباحث پيچيده تر از اين حرف هاست كه قصد واشكفي آنها را از زبان منتقدان لس آنجلسي نشين گرفته تا منتقدان وي در قمي ندارم.
آقاي قوچاني در بخش ديگري از سرمقاله به كناره گيري غرور مندانه علي دايي و هاشمي رفسنجاني از عرصه ورزش وسياست پس از سالها پا فشاري براي حضور در عرصه وتلاش نوشته است اما بازهم عمدا اين نكته را ناديده گرفته است كه علي دايي به ميل خود از اسب قدرت وشهرت وبازي كردن كنار آمد وقانون مكتوبي وي را منع نمي كند اما هاشمي رفسنجاني براي حضور در عرصه قدرت به ميل خود كناره گيري نكرده است بلكه به دليل كهولت سن منع قانوني دارد وگرنه چه بسا بازهم شانس خود را مي آزمود كه تجربه در مورد هاشمي نشان داده چنين مي كرد. بنابر اين موضوع بعدي سرمقاله يعني احساس دوگانه عشق ونفرت اگر براي علي دايي صحت داشته باشد ،بحث انتظار براي خداحافظي در اوج قهرماني در مورد هاشمي صحت ندارد چون معلوم نيست كه هاشمي به ميل خود از عرصه قدرت خداحافظي كرده يا به حكم قانون؟
اگرچه آقاي قوچاني تمام اين آسمان و ريسمان ها را بافته تا بگويد كه هاشمي رفسنجاني در عرصه سياست ايران زنده است وتاثير گذارو "مي تواند بازي ساز"باشد. اما چرا روزنامه وابسته به كارگزاران در چنين شرايطي سعي در پر رنگ كردن نقش هاشمي دارد ؟ آيا مي تواند ربطي به تلاش اصلاح طلبان براي به عرصه كشيدن سيد محمد خاتمي ومحوريت وي در انتخابات آتي داشته باشد يا دلايل ديگري دارد؟
هرچه بود از قوچاني بعيد بود؟
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|