تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

ديروز شنيدم كه عده اي تو ميدون هت تير قراره كه حجاب از سربردارن بي درنگ احساس كردم در اين شرايط اگر كسي دست به اين كار بزنه قطعا در راستاي تحكيم برخوردها اين كار روميكنه وهيچ انسان عاقلي در اين شرايط بهانه به دست اينها نمي ده.

حدسم درست بود. حجاب برداشتني در كار نبوده ،مادرو دختري از ميدون هفت تير رد مي شدن كه بهشون در باره نوع پوشش دختر خانم تذكر ميدن ووقتي با اعتراض دختر مواجه مي شن آنچنان با دختر نگون بخت برخورد مي كنن كه انگار سرميز مذاكره با آمريكا نشستن! وخون از چهره دختر جاري ميشه ومادر دختر هم كه فرزند خودش رو خون آلود ميبينه (شما هم ببینید)حجاب از سر بر ميداره وميگه اصلا حجاب نمي خواهم.

خلاصه مردمي كه تو نظر سنجي ها همشون موافق طرح امنيت اجتماعي هستن جمع ميشن و شروع به هو كردن مي كنن وفضا آنچنان ميشه كه مادر ودختر با كمك مردم صحنه رو ترك مي كنن.

بايد به موفقيت هاي بدست اومده در طرح امنيت اجتماعي تبريك گفت كه علاوه بر دستاوردهاي بي اندازه اي كه داشته در ايجاد اشتغال هم موثربوده. يكسري از جوان ها يي تو سن وسال 10 سال پيش آقاي ده نمكي(كارگردان شهير اين روزها) كه ما بهشون مي گفتيم لباس شخصي ها امروزه يك جليقه تنشون مي كنن وبراي رفع بيكاري حال هم سن وسال هاي خودشون رو كه كمي مرفه تر هستن رو ميگرن واحتمالا گاهي يك كتكي هم اگر زياد فضولي كنن بهشون ميزن؛ خلاصه از بيكاري كه بهتره. يعني اين عين صحنه ايكه تو خيابون وليعصر بين تخت طاووس وعباس آباد ديدم كه دو تا جونك لباس شخصي كه يكي شون جليقه داشت دو تا جون بدبخت ديگه رو كه احتمالا هيچ ايرادي هم  نداشتن جز تيپ متفاوت با اونها داشتن مي گشتن و هر چي بيشتر چيزي پيدا نمي كردن عصباني تر مي گشتن. من كه رفتم وتا ته ماجرا صبر نكردم اما خوب معلوم ديگه دعوا سر لحافه!

واقعا اگر دلسوزي تو نظام وجود داشته باشه تا اين قضيه بيخ پيدا نكرده بايد جمعش كنه. آخه از اين بدتر ميشه كه رييس پليس تهران بزرگ شنبه در كانال دو از عملكرد پليس در امنيت اجتماعي و بر خورد با اراذل به شدت دفاع كنه فرداش(يكشنبه)رييس كل ناجا به برخي عملكردها از جمله بحث آفتابه لگن انتقاد كنه. چرا نميشه شده ديگه!

  نوشته شده در  یکشنبه 30 اردیبهشت1386ساعت 22:31  توسط امیر عباس نخعی  | 

چند روزيه كه خبرگزاريهاي رسمي كشور تصاويربرخورد هاي عجیب با برخي از افراد رو كه اراذل اوباش ناميده ميشن بر روي خروجي قرار مي ده وصدا وسيما هم هيچ ابايي در پخش اين تصاوير نداره.

تو اين تصاوير پليس به طرز واقعا عجيبي اراذل واوباش رو مورد ضرب وشتم قرار مي ده بطوريكه به هر بيننده اي احساس "رعب" و وحشت بيش از اندازهاي دست مي ده.

به نظر  شما عجيب نيست كه خبرگزاريهاي رسمي اين نقض آشكار حقوق بشر رو نشون ميدن وصداوسيما هم اون رو پخش مي كنه. قبل از پاسخ به اين سئوال به اين ابهام پاسخ بديم بد نيست. چرا نقض حقوق بشر؟ اينا يك مشت اراذل هستن كه قمه كش وچاقو كش هم هستن كه در محله هاي خود عربده كشي مي كننپس حق شونه. جواب در عصر بعد از دوم خرداد كاملا روشنه.خوب باشن. اين افراد بايد برن دادگاه واگر محكوم شدن قاضي حكم بده كه بر اساس چه بندي از قانون مجازات اين افراد چيه. نه اينكه نيروي انتظامي براي ايجاد رعب! اينگونه اين افراد رو مورد ضرب وشتم قرار بده . اون هم در دوره ايكه اروپا حتي مجازات اعدام براي قاتلان رو هم برداشته وبراي ريشه كن كردن جرايم بدنبال شناخت آسيب هاي اجتماعيه.آيا اين رو مسئولان ما نمي دونن؟

چرا مي دونن جواب بخش اول ودوم همينه كه در نظام هاي غير دمكراتيك نظام در برهه هاي حساسي از زمان كه احساس خطر ميكنه با اتكا به برخي بهانه ها شروع به ايجاد رعب و وحشت درجامعه مي كنه تا طبقه متوسط جامعه رو تحت تاثير قرار بده.

برخورد با اراذل اوباش و پخش تصاوير وحشت بار اون اين پيام رو براي جامعه داره كه "خفه". بديه اينگونه برخورد هاي بي حساب وكتاب اينكه در بين مبارزه با اراذل اوباش وفضاي "خفه"! ممكنه گاهي اوقات چند تا تسويه حساب سياسي هم انجام بشه.

بنابراين كش دادن طرح بي حساب و كتاب امنيت اجتماعي به اين شيوه مبارزه (ببینید)      واقعا وحشتناكه و اگر هر كسي ذره اي انصاف داشته باشه براي اين ظلمي كه به اين افراد ميشه بايد اعترض كنه.

جداي از مباحث سياسي بر فرض اينكه اين برخورد در راستاي مبارزه حقيقي با ارذل اوباش هم باشه با اين طرز برخورد كه يكسري بنام پليس با اين هيبت وحشتناك در انظار مردم وبدون دادگاه وقاضي چنين برخوردي كنن اين امنيت اجتماعي رو من يكي نخواستم.

كساني كه خاتمي رو به صخره كشيده بودن و به اون "فريبا" وامثال اون مي گفتن حالا كم كم مي فهمن كه دفاع تو اين نظام از حقوق بشر چه تاواني داره وخاتمي در اين سالها چه كردومقابل چه طرز تفكراتي ايستاد.

  نوشته شده در  شنبه 29 اردیبهشت1386ساعت 21:58  توسط امیر عباس نخعی  | 

گاهي اوقات كه اتفاقي اين برنامه هاي تلويزيون رو نگاه مي كنم از سطح برنامه ها حالم بد ميشه ميگم خوب همينه ديگه با توجه به جميع شرايط ووجود ديدگاه هاي متفاوت در جامعه كه طيف "اينجوري پسند" در اكثريت هم هستن بهتر ازين نميشه.

اما وقتي آگهي هاي تلويزيوني اونهم مسايل مربوط به پخت وپز،شوينده ها و وسايل خونه رو مي بينم حالم ديگه بد نميشه بهم مي خوره. مقصر اصلي اين آگهي ها هم نه تلويزيون؛ بلكه صاحبان صنايع هستن كه تو فرهنگ تبليغاتي خودشون به شدت ضد "زن" وفرهنگ زن عمل مي كنن وزن هايي كه امروزه عليه دولت انتقاد ميكنن بايد بخش مهمي از توجه شون رو به جاي مطلق نگري به اين تبليغات معطوف كنن.

مثلا اسم پودر رخت شويي رو مي ذارن "بانو" يعني "بانو" ورخت شستن در فرهنگ ايراني به يك نام پيوند مي خوره. يا يكي ديگه كه مربوط به تبليغ يخچال" امرسانه" جمله پاياني تبليغش اينه"چه روز خوبي منو، مامان و امرسان" يعني مامان در خونه با نگاه داري بچه وغذاي خوب منتظر مرد پر كار خودش ميمونه. يا "رشد" براي تبليغ پودر كيك و شيريني پزي از تصوير يك كودك دختر كه با نگاه كردن به مادر پختن كيك خوشمزه رو ياد مي گيره استفاده مي كنه و دهها مورد ديگه كه من الان يادم نمياد و هر كدوم از شما هر روزه مي بينيد ونا خودآگاه در ضمير نا خودآگاه خودتون اون ها رو نگه مي دارين.

به نظرم خود خانم ها با بايكوت اين جور كالا ها و امضائ جمع كردن براي نخريدن اين گونه كالا ها مي تونن مبارزه فرهنگي موثري داشته باشن.البته به نظر من!

  نوشته شده در  چهارشنبه 26 اردیبهشت1386ساعت 22:30  توسط امیر عباس نخعی  | 

انصافا نگين اتفاقي بود.تو پست قبلي نوشته بودم كه فيتيله فشارها رو بالا كشيدن پس  منتظر يك رويداد سياسي پشت پرده باشين. امروز حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه اعلام كرد كه ايران آماده مذاكره رسمي با آمريكاست واين براي اولين بار بعد از 28 سال است كه نظام( وچون مسئله مذاكره با آمريكاست تاكيد مي كنم نظام) براي رهايي از فشارهاي بين المللي حاضر به اعلام مذاكره رسمي با آمريكا شده و كمي پياز داغ ماجرا رو هم براي رد گم كني(مثل مسئله عراق  ودعوت رسمي از طرف آمريكا با واسطه گري سوييس) اضافه كرده.

وقتي خبر رو خوندم قبل از هر چيز ياد حرف هاي حسين شريعتمداري افتادم كه مذاكره با آمريكارو به رقصيدن با گرگ تشبيه كرده بود.چند وقت پيش هم اين اصطلاح رو در يادداشتي تو روزنامه كيهان نوشته بود.بنده خدا اون موقع چه مي دونست كه وقتي داره يادداشتشو مي نويسه نظام داره يه لباس دكلته مي دوزه كه كمرش هم يه خورده لختي پختي باشه كه دستاي گرگه حسابي دور كمر چفت شه.

اينجا رو با شريعتمداري كاملا موافقم كه مذاكره با آمريكا مثل رقصيدن با گرگ ميمونه. اما نگاهم متفاوته.

اولا بايد زودتر ازاين ها وقبل از پرداخت چنين هزينه هايي مذاكره صورت مي گرفت ودرثاني اگرما گوسفنداني هستيم كه دور تا دورمون گرگه پس بايد مثل تارزان زندگي با گرگ ها رو ياد بگيريم تا حداقل اگر يك روزي مثل امروز مجبور شديم با گرگ برقصيم حداقل حالشو ببريم.

اما يادتون باشه كه امروز عليرغم همه اين حرف ها مي نويسم اين آقا گرگه براي رد گم كني افكار عمومي جهان پاي ميز مذاكره با ايران ميشينه،اما تن به رقصيدن نميده. آمريكا به دنبال مذاكره با ايران نيست واينو ايران هم خوب مي دونه .يا راه ليبي يا راه صدام راه سومي نيست اگر هم باشه كسي دنبالش نيست.
  نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 21:57  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM