تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

خبر از اول هم مشكوك بود نمي دانم چرا از همان ابتدا معلوم بود كاسه اي زير نيم كاسه است تا در تداوم فضايي كه بوجود آورده اند، با خيلي ها تسويه حساب سياسي كنن ودر خارج تا حد ممكن وا بدن. تجمع بسيج در مقابل دانشگاه آن هم در روز تعطيل و حمله لفظي افراد دون مايه به يك استاد بزرگ به چه بهانه هايي؟!

در خبر گزاريها خبر دادن كه يك استاد دانشگاه در كلاس طراحي از دانشجويان مي خواهد تا فرشته اي را ترسيم كنند ودانشجويان نيز چنين مي كنند. در اين ميان يكي از دانشجويان فرشته اي بي مو را ترسيم مي كند كه با تعجب استاد واظهار نظر دانشجويان مواجه مي شود ودر اين ميان يكي از دانشجويان دختر در حمايت از تصوير سخن مي گويد واستاد آنطور كه در اخبار آمده به سمت دانشجوي دختر مي رود و مي گويد مگر خودت مو نداري ورشته اي از موهاي دختر را به نشانه تاييد (انگونه كه نقل شده) از زير پوشش دختر بيرون ميكشد. اين موضوع با اعتراض دختر مواجه نمي شود اما بعد از خروج از كلاس ناگهان موج خبري از رشد بي حيايي در دانشگاه وتجمع و حركات به هم پيوسته اي رخ مي دهد كه آدم را حيران مي كند.

به خصوص آنكه معلوم مي شود آن استاد كسي نيست جز"نورالدين زرين كلك" پدر انيميشن ايران.استادي كه عضو آكادمي سلطنتي بلژيك است و انقدر در خارج از كشور زيسته ورفت وآمد داشته كه به موي يك دختر آن هم سر كلاس درس نگاه جنسيتي نخواهد داشت.

براستي ما با سرمايه هاي كشور مان چه مي كنيم. کسی در تمثيل اين عمل نوشته "رشته اي از عصمتش را بيرون مي كشد" خدايا چقدر اين نگاه ها بيمار گونه است " رشته اي از عصمت" بجاي يك رشته مو آن هم توسط استادي كه قريب 80 سال سن دارد وبراستي بجاي پدر آن دختر مي ماند.اما انگار اين روز ها عده اي به بزرگ كردن اين بحث هاي كوچك نياز دارند وكساني كه خمير مايه اي هم در توشه ندارند برآن مي دمند و آدرس ايميل يك استاد را به حراج مي گذارند تا هتاكان بي درد سر تر فحش نويسي كنند. (بخونید) آره منتظر انقلاب فرهنگي ديگري باشيد اما بدونيد كه در هر انقلاب فقط يك انقلاب فرهنگي رخ مي دهد!

خدايا توشاهدي كه ما هرچه مي كشيم از اين ناموسه واين عصمت.
  نوشته شده در  جمعه 14 اردیبهشت1386ساعت 22:9  توسط امیر عباس نخعی  | 

ميگن يه روز گاو يكي از اهالي ده گم ميشه واهل ده همه به دنبال گاو مي گردن.ساعت ها پس از گشتن و در حاليكه تقريبا همه از پيدا كردن گاو نا اميد شده بودن يكي از اهالي ده ميگه :"چطوره يه سري بريم پيش ملا نصرالدين ببينيم شايد اون بدونه كه گاو كجاست" كه همه اهل ده ميگن :"بابا اين همه گشتيم حالا بريم پيش ملا اون بگه گاو كجاست" خلاصه از مرد روستايي اصرار واز اهل ده انكار تا بالاخره اهل ده قانع ميشن كه رفتن پيش ملا ضرري نداره.

خلاصه اهل ده ماجرا رو تعريف ميكنن و ملا يه فكري ميكنه وميگه "برين كنار چشمه يك درخت هست گاو هم كنار اون درخت اس" اهل ده با ناباوري به اونجا ميرن وميبينن بله گاو همون جايي ست كه ملا گفته.

اهل ده برمي گردن پيش ملا كه اي ملا تو چطور دانستي كه گاو آنجاست. وملا جواب ميده:"شما براي پيدا كردن گاو بي هدف مي گشتين اما من خودم رو جاي گاو گذاشتم وفكر كردم كه اگه مي خواستم از دست اهل ده پنهان شم به كجا مي گريختم و همانجا را نيز نشاني دادم."

حال برگرديم به اصل ماجرا. براي تحليل عملكرد اقتدار گرايان آدم بايد خودش رو جاي اونها بگذاره تا بفهمه كه چرا يك كاري رو انجام دادنو گرنه موفق به تحليل درست نميشه.

اما در مورد خبر بازداشت موسويان عضو ارشد مذاكرات هسته اي در دولت خاتمي اين فرمول جواب نمي ده وآدم نمي تونه ماجرا رو تحليل كنه. يعني حتي اگه اين آدم جاسوس باشه نبايد علني بازداشت بشه.آيا مردم نميگن كه 8 سال يك جاسوس يا هر چيز ديگه حتي دزد يا مفسد اقتصادي تو اين نظام  از حقوق ما در مقابل خارجي ها دفاع مي كرده وعالي ترين مقامات نظام هم اونرو تاييد ميكردن وحالا...وحالا واقعا چي؟اين چه پيامي به مردم وبه خصوص خارجي ها داره. تورو خدا هركي بلده يك تحليل غيره دوغكي بده يا برام بنويسه يا آدرس وب بده من بخونم. اون از وضعيت سيروس ناصري نماينده دايم ايران در سازمان انرژي هسته اي اين هم از موسويان كه اين دو تا مستقيم به روحاني وهاشمي رفسنجاني وصل بودن!مي گن زمان فروپاشي يك نظام از اونجايي استارت مي خوره كه نيروهاي اطلاعاتي وامين هاي نظام يكي يكي بازداشت بشن يا مهره سوخته بشن.

  نوشته شده در  چهارشنبه 12 اردیبهشت1386ساعت 22:55  توسط امیر عباس نخعی  | 

خوشبختانه اوضاع فضاي رسانه اي كشور دست كم به لحاظ كمي ونه كيفي رو به بهبود است.بعد از مصاحبه كرباسچي براي انتشار "هم ميهن"رحمانيان (مدير مسئول شرق) هم امروز مصاحبه اي داشت در خصوص انتشار شرق واين طور كه از صحبت هاش بر مي اومد ظاهرا قوچاني در هم ميهن ماندني شده است وشرق را شوراي سردبيري اداره خواهد كرد.با اين تغييرات وشرايطي كه وجود داره قطعا بخش اصلي تيم شرق به همراه قوچاني به هم ميهن خواهد رفت واحتمالا شرق هم تيم جديدي دست وپا خواهد كرد.

بايد اين تغييرات را به فال نيك گرفت چراكه اولا تعداد روزنامه هاي خوب زياد خواهد شد وثانيا تيم هاي خوب مطبوعاتي بيشتري شكال خواهد گرفت و رقابت جدي بين روزنامه هاي سياسي از جمله شرق، هم ميهن و اعتماد ملي شكل خواهد گرفت. اعتماد ملي قطعا با افت تيراژ ومحبوبيت روبرو خواهد شد،وخوانندگان سنتي شرق پس از مدت كوتاهي بين شرق وهم ميهن يكي را انتخاب خواهند كرد.

نكته مهم اينكه بسياري از يادداشت نويس هاي حرفه اي و فرا جناحي شرق كه از همه احزاب سياسي ومستقل تشكيل شده بودند از اين پس نمي توانند ويا بهتر بگوييم نمي خواهند يادداشت هاي خود را به اين روزنامه ارايه كنند.چرا چون شرق ديگر شرق نخواهد بود وهمين معذوريت در مورد روزنامه هم ميهن كه ارگان بودن" كارگزاران" را يدك مي كشد وجود خواهد داشت. مي دانم اكبر منتجبي با قوچاني به هم ميهن خواهد رفت ودبير سرويس سياسي به او محول شده و تاجيك كه در تيم قبلي قوچاني دبير سياسي بود در شرق باقي خواهد ماند وشايد عضوي از شوراي سردبيري شود. احتمالا يك يا دونيروي خوب كه شايد اسمي از آنها فعلا برده نشود بهتر است قرار است از اعتماد ملي به هم ميهن بروند.

تصورم بر اين است كه در اين ميان شرق به خصوص در جذب نيروي خوب سياسي دچار مشكل شود و به بدنه اعتماد ملي هم آسيب هايي وارد شود.

البته چون در ايران همه چيز دقيقه نودي است سعي كردم از برخي دوستان كه تا قطعي شدن ماجرا تمايل ندارند از وضعيت نهايشان كسي چيزي بداند مطلبي ننويسم.

اما در مجموع من اين تحولات رو به نفع جامعه خبري كشور مي بينم و اميد وارم عمر اين روزنامه ها بلند مدت باشه تا كمبود نيرو، اونها رو به تربيت نيروهاي حرفه اي وادار كنه. يك زماني با بدنه روزنامه "سلام" دهها روزنامه اصلاح طلب منتشر شد واز دل اونها كساني بيرون اومدن كه مطبوعات امروز رو هدايت مي كنن وحالا فرصتي است دوباره.  

  نوشته شده در  یکشنبه 9 اردیبهشت1386ساعت 22:18  توسط امیر عباس نخعی  | 

عكس ازAPگر رسم شود كه مست گيرند        در شهر هر آنچه هست گيرند

دادستان تهران خبر از اين داده بود كه زنان بد حجاب تبعيد خواهند شد.كسي چندان اين حرف را جدي نگرفت چراكه اولا در تهران اگر قرار باشه خانمي بخاطر بد حجابي تبعيد بشه تقريبا شهر خالي از بانوان خواهد شد،وچون زندگي بدون آنها طبعا مزه اي هم نداره آقايان هم حتما به شهر جديد كه خانوم ها به اونجا تبعيد شدن ميرن پس با هم ديگر انجا را آباد نموده وجمعيت روستايي كشور به آنجا سرازير خواهد شد و دوباره تهران جديدي شكل  خواهد گرفت.دوم اينكه نه تنها مشكل تهران حل نمي شه بلكه خانوم هاي شهر يا روستاي مورد نظر هم با حظ وافري كه خواهند برد خود به معضل بد حجابي دچار خواهند شد وسوم اينكه اصلا اين حرف ضمانت اجرايي نداره وچهارم قانوني نيست.

اما امروز با كمال تعجب ديدم كه آدم هايي كه تو كشور از اين حرف ها ميزنن كم نيستن ومخبر كمسيون حقوقي مجلس گفته حرف هاي دادستان قانوني است .(بخونيد)

با اين توجه وبا عنايت به اين نكته كه در سطح شهر برخلاف اظهارات موجود هيچ تغييري ايجاد نشده وبا شناختي كه از خانوم هاي كشور داريم تغييري هم ايجاد نخواهد شد (البته اگر دادستان تهران در سخنان خود جدي باشند)از همشهري هاي عزيز دعوت مي كنم كه برا ي سفر دستجمعي آماده باشند.

  نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 22:43  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM