حاشیه نگاری |
رايس وزير امور خارجه آمريكا كه به اون لقب ملكه جنگ دادن،در اظهاراتي خوشايند گفته كه آمريكا آماده است تا سياست هاي 27 ساله خودش رو در با ره ايران تغيير بده. اين در حالي كه چند وقت پيش هم اعلام كرده بود ايران براي سازمان تجارت جهاني (WTO) در خواست عضويت بدهد ما رد نخواهيم كرد(اين در حاليكه در 21 دوره قبل اين در خواست توسط آمريكا شده بود).از اون طرف هم اروپايي ها پيشنهاد جديد به مذاكرات هسته اي اومدن وصحبت از پيشنهاد هاي جديد هسته اي دارن.
چي شده آيا ستاره اقبال احمدي نزاد بيرون اومده، وبخت هسته اي نظام باز شده.نه بنظرم هيچكدام از اينها نيست كه هيچ بلكه غرب براي فشار سخت اقتصادي در دور سوم تحريم ها داره خودش رو واز همه مهمتر افكار عمومي داخل وخارج و آماده مي كنه كه اينبار اگر ايران تن به تعليق نسپرد فضاي مناسب براي اين كار فراهم باشه. يادمون باشه سخت ترين برخورد غرب با ايران يعني ارجاع پروند به شوراي امنيت براي آغاز تحريم ها با دور جديدي از محبت ها ومهمتر از همه ارسال بسته تشويقي به ايران صورت گرفت.توي اون بسته تشويقي كلي پيشنهاد شيرين وجود داشت كه موافقت با عضويت ايران در سازمان تجارت جهاني بخش كوچكي از اون بود.
اما چي شد؟تعليق پذيرفته نشد ودر اون فضاي رواني ايجادشده باب تحريم ها باز شد. وحالا در حالي كه لاريجاني ملذوذ از شرايط جديد به ايران باز گشته غرب وبه خصوص آمريكا به چيز جز تعليق ويا تحريم بشتر فكر نمي كنه. و ايران به دنبال راهي آبرو مند براي پذيرش تعليق حتي اگر يك توجيه فني براش پيا بشه. بله شرايط هيچ تغييري نكرده وبراي اثباتش بايد كمي بيشتر صبر كرد.
نمي دونم نوشتن در مورد اين بحث مبارزه با بد !!حجابي الان ديره يا نه اما خوب از هيجان موضوع هنوز كم نشده.
امسال بحث مبارزه با بدحجابي با سخنان گرانبهاي فرمانده نيروي انتظامي تهران بزرگ شروع شد. خبري كه روي خروجي خبرگزاريها قرارگرفت وبعد برداشتنش وكمي از مباحث اروتيكش كم كردن.استفاده از واژه هايي مثل سكس ضربدري وعلي ميكروب (كه انصافا من براي اولين بار بود مي شنيدم)در يك سخنراني عمومي.سخنان سردار از همون موقع نشون داد كه سردار جديد كه متناسب با دوره احمدي نژاد روي كار اومده براي اين تابستون برنامه هايي داره . ياد سردار طلايي ودوران طلايي كه متعلق به فضاي اصلاحات بود بخير، ولي فراموش نكنيم كه همون موقع هم مباحث مربوط به مبارزه با بد حجابي در همين فصول شكل مي گرفت.
ولي چرا؟مگه با گذشت نزديك به30 سال از اين انقلاب مبارزه با حجاب خانوم ها كمترين تاثير رو داشته؟ مسلما جواب منفي است وخود مسئولين هم مي دونن.مي دونن كه همين سكس هاي ضربدري وعلي ميكروب ها تو همين فضا رشد كردن.علي،يك روزي علي بوده وفضاي فشار ورعب علي ها رو به پشت پستوها كشيده و اونها رو تبديل به علي ميكروب كرده ،اما!
اما اينها به اين فضاي رعب ووحشت نياز دارن.نياز دارن تا خبر هاشون تو مطبوعات ورسانه ملي؟بزرگ نمايي بشه تا خانوم ها تو فصل گرما وقتي از حرارت دارن مي جوشن كاري نكنن كه خون برادرها هم بجوشه. چون خانوم هاي برادر ها هم گرمشونه واگه قرار باشه به كسي كاري نداشته باشن پس اون ها هم مي خوان كه گرمشون نشه ولباس هاي خنك بپوشن. خوب بپوشن! نه نمي شه آخه برادرها خونشون مي جوشه اونها ناموس دارن ولي بقيه بي ناموس هستند(چند وقت پيش يك مطلب در مورد اين ناموس نوشته بودم)وتازه كشور ما ام القراي اسلاميه وظاهرش حداقل بايد اينو نشون بده از اين رو سخت گيري تو فصل گرما لازمه!
قبلا در مورد روزنامه "آينده نو" ومديريت اون مطالبي رو نوشته بودم و حالا كه دو روز از تعطيلي اون مي گذره بد نديدم كه انتقادي رو به برخي از نا مديريتي ها كه حتي به يك جريان آسيب مي رسونه بنويسم.
نمي دونم چرا مديريت روزنامه" آينده نو"از همون اول همش سعي داشت يك جوري خودش رو به خاتمي بچسبونه اون هم خاتمي كه حتي در بهترين شرايط حاضر نشده بود بذاره كسي از بليطش استفاده كنه. عكس اولين روز بچه هاي روز نامه با خاتمي هم اين خيال رو تقويت كرد و اظهارات غير مسئولانه مديران روزنامه نه تنها به اين شايعه دامن زد،بلكه نا جوانمردانه باعث تخريب خاتمي در بخشي از بدنه مطبويات شد.در صورتي كه كساني كه از دور دستي بر آتش پشت پرده مطبوعات وجريانات سياسي داشتند مي دانستند كه حمايت مالي بنياد باران وخاتمي از اين طور روزنامه ها خيالي بيش نيست.
خاتمي روحيات واعتقادات وانديشه هايي داره كه حد اقل" وصال"(مديرمسئول روزنامه) نمي تونه اون ها رو نمايندگي كنه ونبود يك نماينده ويا حتي شورايي از افراد وابسته به بنياد باران مشخص مي كرد چنين رابطه اي مثل عشق يك طرفه مي مونه اون هم عشق به پول. بدتر از همه اين كه هر وقت روزنامه به مشكلات مالي مثل دير كرد در پرداخت دستمزد ها بر مي خورد همه جا شايع مي شد كه بنياد باران به تعهداتش در پرداخت عمل نكرده وحقوق ها دير شده.
اين ماجرا ها پايان يافت؛ دوستان عزيز وحرفه اي ما در شب عيد بدون عيدي و حقوق اسفند به خونه رفتن وهمه مقصر اصلي رو بنياد باران وخاتمي مي دونستن حتي اكبر منتجبي كه وصال گه گاهي باهاش حرف مي زد وقتي ازش در مورد مسايل مالي روزنامه مي پرسيدم مي گفت روزنامه قرار با بنياد باران قرار داد ببنده ويا اينكه مثلا قرار بخشي از بدهي شون رو بپردازن تا روزنامه حقوق ها را بده واز اين قبيل مسايل كه البته اكبر هم فقط راوي بود ونه بيشتر. تا اينكه بعد از تعطيلي روزنامه ديدم روزنامه "كارگزاران"به نقل از "ايلنا"نوشته:"عدم حمايت مالي موسسه باران كه گفته مي شود به عنوان حامي مالي اصلي اين روزنامه است دليل اين موضوع(تعطيلي)عنوان شده است". بعد از خوندن اين مطلب به يكي از همكارانم گفتم تا با حاجي (مدير عامل موسسه باران) تماس بگيره و صحت وسقم اين موضوع رو سئوال كنه.
حاجي گفت:"موسسه باران تا كنون حامي مالي هيچ روزنامه اي نبوده ونيست" وبه صراحت از روزنامه هاييكه با چاپ عكس ومطلب از آقاي خاتمي در صفحه اول انتظار در يافت پول دارن انتقاد كرد. با اقاي تاج زاده تلفني صحبت كردم گفت آقاي خاتمي وقتي رييس جمهور بود از نظر مالي اينطوري به كسي پول نمي داد چه برسه به موسسه باران كه يك سر داره وهزار تا سودا. واقعا متاسفم براي اينطور مديران اصلاح طلبي كه فقط در دوره رفاه مرد عمل هستن. تا روزنامه ايران با پول دولت در ميومد خوب بود حالا كه دوره سختيه ومديريت كردن علاوه بر پول هنر مديريت مي خواد درست نيست كه همه چيز رو اون هم ناتواني ها رو به ديگران نسبت دادن اونهم به كس يا جايي كه داعيه هدايت يك جرايان رو داره كه ما يك طوري با اون جربان سمپات هستيم .
درهر حال غضنفر همه جا هست ولي ايكاش شرايطي فراهم بشه كه اين بار" بنياد باران" و" آينده نو" واقعا به توافق برسن ومديريت حرفه اي در روزنامه مستقر شه تا روزنامه نگاران توانمند اين روزنامه به سر كار هاشون برگردن.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|