تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

امروز مي خواستم يك مطلبي در ادامه مطلب (چند تصويير يك آدم)بنويسم اما حيفم اومد اشاره  اي به حرف هاي هاشمي شاهرودي رييس قوه قضاييه نكنم واين يكي باشه براي بعد.

ريسس قوه قضاييه 3شنبه شب ديداري با نمايندگان مجلس داشت كه برخلاف روش مالوف خبراون امروز (4شنبه)منتشر شد.شايد يكي از دلايل اون زمان دير هنگام جلسه بود اما تجربه نشون داده كه اين دليل محكمي نيست، چون خبرگزايها به خاطر رقابت باهم ديگه معمولا رعايت ديروزودي رو نمي كنن وخبر رو؛ رو خروجي قرار ميدن يعني همون اتفاقي كه براي اين خبر نيفتاد. چون يك جمله هاشمي شاهرودي به نظرم خيلي كليديه."اختلاف در مسئولان عالي نظام برسر خصوصي سازي خيلي شديد است".اما چرااين جمله خيلي كليديه؟

توجه شما رو جلب مي كنم به انتقاد شديد هاشمي رفسنجاني در اسفند ماه سال پيش از بي توجهي دولت به اجراي چشم انداز توسعه واجراي اصل 44 خصوصي سازي.هاشمي اون روز ازروند اجراي اصل 44 خصوصي سازي انتقاد كرد. خوب كه چي؟

اما چرا شاهرودي به اين تندي انتقاد مي كنه.مثلا چرا از واژه" مسئولان" استفاده نكرده وگفته" مسئولان عالي" وچرا نگفته"اختلاف" دارن وگفته" اختلاف شديد" دارن.آخه اينطور انتقادها تو كشور ما معمول نيست.

پس  بايد برگرديم عقبت تر اونجا كه سيد محمد خاتمي فعاليت هاي اقتصادي وزارت اطلاعات رو قطع كرد وعملا رانت اقتصادي طيفي قطع شد.بايد بريم به اون زمان كه كروبي از اسكله هاي نامريي سخن گفت وبا سختگيري هاي دولت خاتمي رانت هاي بيشتري قطع شد.

با دوست عزيزي صحبت مي كردم كه معتقد بود اتفاقا احمدي نژاد محصول همين طبقه اجتماعيه. يك طبقه اجتماعي صاحب نفوذ،وثروتمند اقتصادي كه مثلا صاحب مافياي شكر در ايرانه.اين طبقه اجتماعي مي تونه با تزريق ثروت به بخش هاي پوپوليستي جامعه صاحب راي بشه واراده خودش رو به كرسي بنشونه.مسلما طرف مقابل هم از همين روش ونفوذ خودش استفاده مي كنه اما با اين تفاوت كه لايه هاي اجتماعي از اصلاحات اقتصادي مثل مبارزه با اسكله هاي نامريي به سرعت منتفع نمي شن  اما طبقه اي كه پول وزور رو از دست مي ده دست بكار مي شه وبا با در دست داشتن ساير طبقات مثلا "بسيج" مي تونه نشدني رو شدني بكنه وكروبي رو به خواب اصحاب كهف فرو ببره.

اين طبقه بعد از روي كار اومدن منافع از دست رفته رو مي خواد. پس درنتيجه بحث هايي مثل اسكله هاي نامريي به يكباره فروكش مي كنه وشركت هاي بزرگ نفتي ترك مناقصه مي شن وقراردادهاي يكجانبه بزرگ يكي پس از ديگري امضاء مي شه و...

اما طرف مقابل چي اون ها هم دست بكار مي شن وبراي كندن دست حريف از رانت ساكت نميشينن.پس ماجراي خصوصي سازي مطرح مي شه چون تو اين طيف هم هنوز افراد صاحب نفوذي هم هستن كه در اين خصوصي سازي ها بتونن لقمه هاي درشت بگيرن اما اينبار قانوني.واز طرف ديگه بتونن نظر بخش خصوصي واقعي رو جلب كنن.چون اونها هم منافعي دارن كه نبايد به خطر بيفته وتنها چيزي كه مي تونه اونها رو ازدست طبقه جديد رانتي نجات بده همين اجراي اصل 44 وبرنامه هايي كه اصلاح طلبان سابق در قدرت براي بخش خصوصي فراهم كرده بود.

پس اينجاست كه انتقاد تند هم معنا مي ده چون بحث كندن دست طبقه رانت خوار جديده كه اگرچه ممكنه ربطي هم به دولت نداشته باشن اما دولت منافع شون رو تامين مي كنه. انجاست كه هاشمي رفسنجاني با كروبي وخاتمي مثلث اصلاحات رو تشكيل مي دن وشاهرودي هم به اونها مي پيونده.چون اینبار زور خيلي پر زوره!

  نوشته شده در  چهارشنبه 29 فروردین1386ساعت 23:31  توسط امیر عباس نخعی  | 

1-جريان تير اندازي يك دانشجوي كره جنوبي در دانشگاه ويرجينياي آمريكا رو كه حتما همه مي دونيد وزياد هم عجيب نيست بالاخره آمريكاست،كشور كابوي ها!اينكه آدمكش آسيايي بوده هم چندان مهم نيست. اين كه نزديك 30 نفر كشته شدن بسيار تاسف بار وناراحت كننده است.

 اما اين ماجرا يكه نكته اي رو براي من معلوم كرد كه واقعا سرم داشت سوت مي كشيد واون اينكه در خبرها (بی بی سی)اومده بود كه اين دانشگاه 26 هزار نفر دانشجو وكارمند داره!!!فكر كنيد كه تو اون كشور با سيستم اداري مكانيزه چند نفر ازاين تعداد كارمند هستن؟ مثلا 6هزار نفر و اونوقت تعداد دانشجوها مي شه 20 هزار نفر. مي دونيد يعني چي ؟يعني يك شهر.و تازه اين تعداد دانشجويان يك ايالت آمريكا ودر يك شهراست؟

اون وقت بعضي ها تو ايران دنبال دوره افول چي هستن؟

يادمه تو دانشگاه يكي از دانشجويان كه از قضا توسط يكي از ارگان ها معرفي شده بود به استادمون(با اجازه نام محفوظ)گفت كه اين قدر از دستاوردهاي تمدن غرب نگيد.امپراطوري هاي بزرگ تر از اين ها دنيا از بين رفتن. واستاد در جوابش در جمله اي قريب به مضون گفت بله ولي اون امپراطوري ها برمبناي زوربازو، شمشيروخودخواهي وغرور شكل گرفته بودن وامپراطوري هاي جديد براساس دانش ودمكراسي.امروز چقدر خوب معناي حرف استاد رو مي فهمم.

2-نكته بعدي شاهكار روزنامه جمهوري اسلامي است.سرمقاله نويس اين روزنامه 2شنبه تو سر مقاله بعد از اينكه كلي از وضعيت حجاب ناليده اشاره به بد حجابي زنان ايراني حتي در سفرهاي زيارتي كرده و بااشاره به پوشش بد حجاب زنان ايران در مكه نوشته"در سفرهاي عمره افراد متدين احساس مي كنند بتدريج فضاي كاروان ها براي آن ها درحال تنگ شدن است و در حريم نبوي و كعبه هم با چهره هاي بزك كرده زنان ايراني بالباسهاي تنگ و روسري هاي عقب رفته مواجه مي شوند وضعيتي كه آبروي جمهوري اسلامي ايران را در انظار ملت هاي مختلفي كه براي عمره به عربستان سفر مي كنند به خطر انداخته تا جائي كه خطيب جمعه مسجدالنبي در بعضي خطبه هاي خود در قالب دعا به آن پرداخته و گفته است : خدايا جوانان ما را از شر زنان ايراني درامان نگهدار!"

اين هم از شاهكار ها وطرز تفكر برخي  در قرن بيست ويكم. اونوقت مي گن چرا زنان ايراني افتادن دنبال حقوقشون!(بخونید)

  نوشته شده در  سه شنبه 28 فروردین1386ساعت 22:22  توسط امیر عباس نخعی  | 

تصويراول:اولين سيزده آبان پس از دوم خرداد76 بود وقرار بود دفتر تحكيم وحدت كه آن روزها بار اصلي جنبش اصلاحات را به دوش مي كشيد قرار بود تجمع دواتي را كه صبح آنروز در مقابل سفارت سابق آمريكا برگزار شود را تحريم كند و بعد از ظهر در مقابل سفارت تجمع كند.پس از برگزاري تجمع صبح جمعي از نيروها كه بعدها به لباس شخصي ها معروف شدند آنسمت خيابان وكمي دورتر از سفارت در مقابل موزه شهدا جمع شده بودند تا تجمع دانشجويان را به هم بزنند.بعد از ظهر دانشجويان كه آنروزها از شور وحال بيشتري نيز برخوردار بودن سر رسيدن تعداد آنها بيش از آن بود كه براحتي بتوان به آنها حمله كرد سخنران مراسم محتشمي پور عضو مجمع روحانيون بود. اما مراسم به خوشي پايان نيافت يك جوان مو بور كه همه از او حرف شنوي داشتند به بخشي از دانشجويان حمله كردند.هنوز چهره يكي از دانشجويان را كه خون از صورتش جاري بود و دوستانش با تاكسي او را از مهلكه نجات دادند فراموش نمي كنم.

تصوير دوم:كوي دانشگاه شلوغ شد.من  همانند بيشتر همكارانم بيشتر وقت خود را در شلوغي هاي آنروزها مي گذرانديم. ثبت آن حوادث امروز بخشي از تاريخ كشور ماست.در يكي از اين روزها كه پليس حايل دانشجويان ولباس شخصي ها بود در گوشه اي كز كرده بودم.حقيقتا مي ترسيدم با لباس شخصي ها بيش از 10 متر فاصله نداشتم وآنها خود را براي حمله ديگري به دانشجويان اطراف كوي حمله مي كردند(فكر كنم سومين روز از آغاز ماجرا بود يعني بيستم)همان جوان موبور بازهم ميانه گردان ماجرا بود.آماده مي شدند براي زخم زدن بر پيكره جنبش دانشجويي وسكوت چند ساله آن.آن جوان مو بور بعدها حضور خود را تكذيب كرد.

تصوير سوم:سال پيش بود در يكي از روزنامه هاي صبح تهران.يكي از همكاران با جوان مو بور كه ديگر چندان جوان نيز نيست گفتگو كرده بود.جوان موبور دائم تاكيد كرده بود بيشتر بخش هاي فرهنگي مصاحبه رو چاپ كنه وتيتر فرهنگي بزن.

تصوير چهارم:در خبرها آمده بود فروش فيلم اخراجي ها ساخته مسعود ده نمكي از مرز 2ميليارد دلار گذشت.آره اون جوان موبور همونيكه جنبش مدني يك ملت رو با دوستانش و اربابانش و...به آتيش كشيد.

اون آدم امروز فرهنگي هاي اين جامعه رو با ماليات اين مردم به استخدام خودش در مياره و تو فيلمش ادا شكلك در ميارن تا مردم همون هايي كه بچه هاشون از دستش كتك خوردن تو سينما بخندن وحتي چند تا روشنفكر نماي مطبوعاتي ايراني در آمريكا وكانادا و کشور خودمون در موردش مطلب بنويسن تا به شهرتش كمك كن.

همه حق دارن عوض بشن حتي يك قاتل وشانس زندگي داشته باشن اما نه به اين مفتي.ده نمكي و امثال اون بايد درپيشگاه يك ملت توبه كنن وپاسخگوي گناهان خودشون باشن.از آدم هاي نون به نرخ روز خور متنفرم اما من چیکارم.

  نوشته شده در  شنبه 25 فروردین1386ساعت 22:28  توسط امیر عباس نخعی  | 

امروز با ژيلا بني يعقوب در باره موضوع جنبش زنان صحبت مي كردم.از يك سخنراني تو دفتر ادوار تحكيم اومده بود.بهش گفتم اين موضوع بازداشت زنان كمپين واقعا لقمه گلوگيري براي آقايان شده. چرا؟ چون از بد شناسي آقايان اين افراد از طبقه عام  نيستن كه زندان بيفتن ودر شرايط غير نرمال نگه داري بشن ومثل بقيه زنداني ها بيان بيرون برن خونه شون.

از ژيلا شنيدم كه خانم كشاورز وحسين زاده نكات قابل توجهي از شرايط زندان ومسايل زندانيان منتقل كردن كه همچين هم با ادعاهاي مسئولين درباره شرايط زندان تو ايران منطبق نيست.

بازداشت اين افراد در بندهاي عمومي اگرچه براي تنبيه بيشتر ايجاد شده ولي ظاهرا موقعيت خوبي رو براي اين فعالان جنبش زنان براي محك زدن فضاي زندان هاي ايران ايجاد كرده.عدم بهداشت مناسب وعدم ايجاد شرايط انساني مناسب بخش كوچكي از شرايط زندان زنان امروزاست.

اين تجربيات جداي از تجربياتي است كه حقانيت خواسته هاي زنان روبيش از بيش تاييد مي كنه.زنيكه چهار سال براي گرفتن طلاق از شوهر خودش اقدام كرده وپس ازنا اميدي دست به شوهر كشي زده وبعد به قاضي گفته كه چهار سال براي رهايي خودم وگرفتن طلاق اقدام كردم حق طلاق نداديد تا خودم عدالت را اجرا كردم و همسرم را كشتم بخشي از واقعيت تلخ زنان جامعه ما است.آيا اگر در اين جامعه زن نيز وقتي به ستوه مي آمد مي توانست براي نجات زنگي خود از حق طبيعي طلاق بهره مند مي شد اين گونه شوهر كشي ها پديد مي آمد؟

متاسفانه بعضي از تابوها آنچنان دست وپاي جامعه رو گرفته كه موضوعات حقيقي جامعه زنان ما حتي براي روشنفكران قابل درك نيست.هنوز زنان جامعه براي رسيدن به زندگي مطلوب وخارج شدن از يك زندگي مصنوعي يا بايد راه شوهر كشي به اتفاق همدست رو انتخاب كنن يا راه هاي ديگه(اخبارش تو صفحه حوادث روزنامه ها پره) چرا چون اين حق وباور حق زيستن وتغيير شرايط زندگي حتي براي تنوع طلبي برايشان فراهم نيست ولي براي مردان هست.

به ژيلا گفتم اميد چنداني براي پيروزي اين جنبش نمي بينم.درجامعه اي كه جنبش دانشجويي به راحتي سركوب مي شود چگونه مي توان به اين جنبش كه حتي احزاب سياسي اصلاح طلب چندان موافقتي با آن ندارند دل بست.من گمان مي كنم خطر ديگري هم اين جنبش را تهديد مي كنه وآن مخالفت طبقه متوسط با آن در شرايط حساس است.بعيد مي دانم مردان طبقه متوسط(كسبه،بازاريان،رانندگان،كارگران و...)در بزنگاه هاي حساس با پيشرفت اين جنبش وحمايت زنانشان از آن و مهم تر همراهي زنانشان با آن موافقت كنند(من كه مخالفم).

اين به معناي اهانت به برخي طبقات اجتماعي نيست كما اينكه در مورد همه مصداق نداره  بلكه به معناي ضرورت كار فرهنگي بيشتر روي اين مسئله است.

مثلا در مورد همين مسئله طلاق ،چند درصد مردان حاضرند وقتي همسرشان به دنبال ايجاد تغييرت  اساسي در زندگي خودش است با طلاق وي به راحتي موافقت كنند.بي شك در صد كمي.حتي خانواده ها نيز هنوز اعتقاد به وجود سايه مرد برسر دخترانشان دارند.در چنين شرايطي اين جنبش را تا كجا مي توان پيشبرد؟

چند درصد برادران(پسرها) در شهرها وبه خصوص طبقه كم در آمد از برابري ارث احساس خطر نمي كنند؟

ومسايل بيشمار ديگر كه به گمانم اين جنبش براي پيروزي واحقاق حق نياز به درك آنها وكار فرهنگي بيشتر دارد.

باور كنيد من مي فهمم كه حق گرفتني است و زنان نياز ندارند براي گرفتن حقوق بديهي خود رضايت ديگران را جلب كنند،اما گاهي اوقات اين جور جواب دادن ها ريشه اصلي رو براي سالها مي كنه.بگذريم ما كه فحش خورمون ملسه در باره سياست مي نويسيم راست ها يا اصولگرايان محترم فحش مي دن حالا هم دوستان.بقول آقاي بهارلو بفرماييد!

  نوشته شده در  چهارشنبه 22 فروردین1386ساعت 23:21  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM