تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

دوستان عزیزم سال نو مبارک.امید وارم سال خوک مثل این سال سگ لعنتی نباشه.اگرچه من خودم متولد سال سگ هستم،ولی چه کنم این سال واسه ما اومد نداشت.تنها خوبی این سال راه اندازی این وبلاگ بود که با محبت دوست خوبم اکبر(منتجبی) میسر شد.داشتن دوست خوب نعمت بزرگی که من احساس می کنم از اون بی نصیب نیستم ودوستای خوب زیادی دارم که می تونم روشون حساب کنم.البته حتما احساس همه نسبت به این سال اینطوری نبوده وبرای برخی سال پربرکتی بوده که امیدوارم تداوم هم داشته باشه.

این ما هستیم که سرنوشت خودمون رو می سازیم وحتما برای ساختن روزهای بهتر تلاش کنیم.

می خواستم چند کلامی هم به مناسبت این روزها در مورد جنگ عراق بنویسم که پشیمون شدم.یعنی این ساعات نزدیک به سال نو نخواستم به بعضی دوستان فشار بیاد.وبقیه اش هم که می شه حرف های روشن فکری.مثل این کسانی که عضو گروه های ضد جنگ هستن و هرچی می شه می افتن تو خیابون ها که جنگ بده. اونوقت تو زتدگی شخصی شون که بری تا روزی دونفرو کتک نزنن خونه نمی رن اونجا هم یک کتکی به زنشون می زنن.بعضی از این دوستان وبلاگ نویس هم اینطورین.قوی ترین مواضع تکراری ضد جنگ رو دارن اما وبلاگ خودشون بوی خون می ده.

شکی نیست که جنگ بده ومهمترین دلیل اون اینکه در جنگ معمولا حق کسانی نابود می شه که در ایجاد جنگ دخیل نبودن اما تا جنگی نباشه صلح وزیبایی های اون معنی نمی ده.

اگه یک گنده لاتی وسط دنیا ایستاده وعربده می کشه ونفس کش می طلبه بالاخره یکی پیدا می شه که بزنه تو گوش این لات بی سروپا وبگه بتمرگ حالا شاید در این بین حق بی گناه های دیگری هم از بین بره که این ظالمانه ترین بخش جنگه. جنگی که اگر نباشه صلح معنی نداره واگرهم فقط جنگ باشه زیبایی نیست.

اگه جنگ سیاسی بده صلح سیاسی هم بده. بگذریم. اینو نوشتم چون حالم بد می شه از این روشنفکر بازی های برخی که از بی سوادی برای تحلیل مسایل سیاسی راحت ترین راه رو انتخاب می کنن  و حرف های صد من یک غاز در باره جنگ و این حرف هایی که دیگه همه حفظن می زنن وکاری به کسانی که اندیشه صلح طلبانه دارن ندارم و یا حتی کسانی که شناسنامه ای آمریکایی هستن وبرای از دست دادن جوان ها و سرمایه ها شون نگران هستن.

 رفتن این احمدی نژاد به شورای امنیت هم از اون پدیده هاست یاد فیلم "ممد آمریکایی" می افتم.چه ربطی داشت!!!!

ببخشید اگه ناخواسته از جنگ نوشتم روزهای قشنگ و خوشی رو در تعطیلات سال نو براتون آرزو دارم.دوستتون دارم خیلی زیاد.

  نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 21:19  توسط امیر عباس نخعی  | 

اگرچه امروز صبح دائم خبر باز داشت شهرام جزایری پخش می شد اما نمی دونم چرا نمی تونستم اونو باور کنم تا امشب با گوش های خودم با توضیح "اژه ای وزیر اطلاعات  شنیدم.جزایری با مشخصات کاملا تفییر پیدا کرده در یکی از کشورهای عربی بوده به گونه ایکه پلیس از شناسایش عاجز بوده(اگرچه نام این کشور امارات وبه نقل های دیگر عمان بوده اما به هرحال علیرغم سئوال خبرنگار، وزیر اطلاعات جاضر به اقشای نام اون کشور نشد)بگذریم کشور ثالث خیلی تلاش می کنه اما موفق نمی شه تا اینکه ماموران وزارت اطلاعات ایران موفق به شناسایی جزایری می شن.برام خیلی جالب بود چون به نظرم این خیلی معنی داره ومهمترینش نفوذه.اونهم نفوذ تا این اندازه که یک آدم رو با مشخصات دیگه تو یک کشور دیگه پیدا کنی(به نقل از فارس)

اما مصاحبه با جزایری بوی دیگری داشت.هیچ وقت اونو اینطوری ندیده بودم جتی روزهایی که می رفتم دادگاه خبرشو تهیه کنم حال وروز به این بدی نداشت.چه می کشه جزایری امشب در اوین. همون روزی که فرار کرد نوشتم اون همه محافظی که من دور جزایری در اون روزها دیدم نشون می داد که جزایری طعمه گنده ایکه فرارش غیر قابل باوره مگرآنکه درش داده باشن. که این طور نبود.واین جواهرو گرفتن.مهمترین ارزش جزایری اینکه حرف های اون در شرایط آزاد می تونه عمق فساد اقتصادی سیستم رو بیرون بریزه اگه آقای احمدی نژاد اون طور که می گه دوست داره با فساد اقتصادی ومفسدان اقتصادی مبارزه کنه بد نیست یک ساعت تنهایی با جزایری به گفتگو بشینه اونوقت مطمئنا از مبارزه با مفساد اقتصادی وریشه های اون پشیمون می شه.

  نوشته شده در  یکشنبه 27 اسفند1385ساعت 22:31  توسط امیر عباس نخعی  | 

امروز تو روزنامه(آینده نو)روزخداحافظی بود.تعطیلی ها از امروز یک جوریکه مطبوعات عملا تعطیل هستند.بوی عید می اومد وبهارو،همه از دوستانشون می پرسیدن که تعطیلات کجا هستند.فضای روزهای آخر سال همه جا در عین دوگانگی خوشاینده اما تو مطبوعات این فضا با حس های غریب دیگری هم در می آمیزه. یک سال با فضای ترور،یک سال با فضای توقیف ویک سال با فضای بازداشت وزندان.

داشتم وبلاگ" دوکوهکی" رو می خوندم که همین حس های غریب بهم دست داد.حسی که فضای ذهنی شما رو ناخودآگاه از بهارو تعطیلی ومسافرت دور می کنه.خبر از تداوم بازداشت شادی صدر ومحبوبه عباسقلی زاده داد بود وپلمب محل کارشون وکنشگران وبازداشت موقت رزاقی.

خوب بیاد دارم چند روزی به 8مارس مانده بود مطلبی از "کیهان"نقل کردم که تو اون در باره ارتباط کمپین با هلند وآمریکا داده بود.ونوشتم این خبر کیهان بی حکمت نیست واتفاقاتی برای این جریان در شرف وقوعه ودر پایان نوشتم"این روزها هوا برای بعضی ها بس ناجوانمردانه سرد است".ومتاسفانه بود.

اگرچه میگن رایزنی هایی در جریانه ولی معمولا تاثیر نداره.متاسفانه ظاهرا این بار برنامه ریزی شده فعالین جنبش زنان رو نشانه رفتن وبعیده یک عملیات کور بوده باشه.حداقل اگر برای بعضی این گونه بوده عده دیگر رو حساب شده گرفتن وبه زور هم که شده از هیچی می خوان همه چی بسازن. نمی دونم ولی به نظرم تا شب عید نرسیده باید فشارهای سیاسی رو برای آزادی شون بیشتر کرد. به خصوص گروهای سیاسی که در بزنگاه انتخابات یاد این تیپ افراد می افتن حالا بقول معروف باید لخت شن بپرن وسط تا شاید فرجی بشه.اگرچه شنیدم برای شادی وثیقه 200 میلیونی بریدن.امیدوارم دستگاه قضایی آزادی شادی صدر ومحبوبه عباسقلی زاده رو به خانم ها عیدی بده.حالا کیه که بگه از این دستگاه قضایی عیدی نخواستیم؟!

  نوشته شده در  جمعه 25 اسفند1385ساعت 20:36  توسط امیر عباس نخعی  | 

آخ که سوختم از تب.یک هفته است که به شدت مریضم وسرکار هم نتونستم برم.بالاخره امروز بهبودی نسبی حاصل آمد ،رفتم سرکار وگفتم یک سری هم به وبلاگمون بزنیم ببینیم چه خبره.

کامنت یکی از دوستان برام جالب بود.در مورد جمع آوری امضاء در انتقاد به فیلم "300".  جالب بود چون در مدتی که تو خونه افتاده بودم گاهی  کانالهای تلویزیون را این ور اون ور می کردم می دیدم چقدر این موضوع برای دوستان در صدا وسیما جالبه وهر روز کارشناس های رنگاورنگ میان برای نقد این فیلم و چقدر هم از وبلاگ نویس هایی که علیه این فیلم امضاء جمع می کردن تعریف می کردن .همچین که انگار چند وقت پیش برای عده ای از همین قماش به بهانه هایی نظیر تهدید امنیت ملی پرونده های آنچنانی درست نکردند.

بگذریم،من از اساس با انتقاد به چنین مسایلی مخالفم البته نه برای اینکه در صدا وسیما نسبت به اون انتقاد شده بلکه به این خاطر که ما باید یاد بگیرم درحوزه اندیشه،فکروهنر" آزادی" رو بپذیریم.

یکی از بدبختی های ما اینکه روشنفکرانمان هم در بزنگاه ها کم میارن.دوستان اگر ما آزادی نداریم این ربطی به فیلم ساز هالیودی نداره.در آمریکا اگر" مایکل مور" می تونه علیه رییس جمهور آمریکا فیلم بسازه واونو که نماد مردم آمریکاست تمسخر کنه وجنگ طلبی نفر اول اون کشور رو مسخره کنه یکی دیگه هم فیلم بدی درمورد تاریخ ایران یا هرکشور دیگری می سازه.مگه فیلم سازهای هالیود کم شکست آمریکا در ویتنام رو به رخ دولت ومردم این کشور کشیدن.آیا شما انتظار دارین مثل ایران خودمون هروز در آمریکا یک فیلم یا یک آلبوم توقیف شه،نه ،نمی شه.وبرای همین هم به چنین آزادی گسترده ای رسیدن.اگر جلوی آزادی رو به هر بهانه ای بشه گرفت می شه ایران خودمون،یه روز به این بر می خوره یه روز به اون برمی خوره."بهای آزادی، آزادیه"وبس.

مگه آمریکایی ها یک بار علیه ما امضاء جمع کردن که هروز یک عده تا بهشون بر می خوره پرچم آمریکا رو به آتش می کشن وتو خیابون ها داد می زنن مرگ بر آمریکا.مگه این همه در ایران هزینه می شه که سربازان آمریکایی اونم نه در2500 سال پیش بلکه در عصر جدید وحشی نشان داده بشن کسی واسه ما امضاء جمع کرد.بابا یک سوزن به خودتون بزنین یک جوال دوز به دیگری.

اما تئوری توطئه رو که قربونش برم ذهن خیلی ها براش مادر زاد آمادگی داره"فیلم جنگی می سازن در مورد ایران تا ایرانی ها رو وحشی نشون بدن تا سربازاشون آماده باشن"بابا بی خیال در اونجا کاپیتالیسم حرف اول وآخرو می زنه.اونها فیلم می سازن تا پول در بیارن همین و همین.واگر فیلمی بسازن که فروش نکنه و ورشکسته بشن هیچ پارتی پیدا نمی شه تا یه پولی به کمپانی ورشکسته بده مثلا به بهانه حمایت از سینمای جنگ.چه کشکی چه پشمی این حرف ها کدومه.

خلاصه اگه دوستان قراره امضاء جمع کنن کمی دست نگهدارن چون هالیوود داره یک فیلم دیگه در مورد حجاب اجباری در ایران ومسایل زنان می سازه.امضاء هارو یک کاسه کنین.  

  نوشته شده در  چهارشنبه 23 اسفند1385ساعت 21:4  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM