تبليغاتX
امیر عباس نخعی
 
حاشیه نگاری
 

۱- با گذشت چند روز از روز ولنتاین روزنامه جمهوری اسلامی یاد مسایل ضد فرهنگی این روز در برخی کشور های اسلامی افتاده و گوشه ای از ولنتاین اسلامی رو به رخ مردم ایران کشیده تا مردم فاصله ها رو آنچنان که باید ببینند. این روزنامه در ستون جهت اطلاع خودش نوشته"رواج پديده ضد فرهنگي « ولنتاين » موسوم به « روز عشاق » در كشورهاي اسلامي به سياست جدي غرب تبديل شده است . شبكه خبري العربيه در اين زمينه نوشت : « يك هتل در كشور الجزائر برخلاف قوانين اين كشور چند روز قبل از روز موسوم به ولنتاين دست به تبليغات وسيعي زده و از دختران و پسران جوان دعوت كرد كه به مناسبت اين روز بدون ارائه سند ازدواج و مدرك دال بر محرميت طرفين از اين هتل براي اعمال منافي عفت استفاده كنند. اما در تونس نيز به همين مناسبت تابلوي بزرگي بر سر در يك رستوران نصب شده بود كه روي آن عبارت « اين رستوران به دختران و پسراني كه اقدام به معاشقه در ملا عام كنند غذاي مجاني مي دهد » نوشته شده بود. اين تحركات نشان مي دهد كه غربي ها به شدت به دنبال اجراي تهاجم فرهنگي در كشورهاي اسلامي بوده و در اين راستا جوانان و نوجوانان مسلمان را نشانه گرفته اند. "

بله درسته نشانه گرفتن وواقعا چه ضد فرهنگی و بده به نظرم این خبر برای خیلی از جونای ما هم بسیار ضد فرهنگی بودنش بعد از 28 سل معلومه.بوس با غذای مجانی، آخ که چه بد!

2- این آقای متکی ظاهرا خیلی اظهارات ملایم خانم رایس به خصوص بخش آخرش که در باره مذاکره با همتای ایرانی (متکی)خودشه واونها را به حرفهای هیلاری کلینتون چسبونده وگفته"ظاهرا خانم ها در آمریکا شجاعت بیشتری دارن"وبا استقبال از حرف های رایس مواضع شو قابل بررسی دونسته.

لطفاحرفهای متکی یادتون نره چون فکر می کنم خیلی زود پشیمون بشه هنوز کیسه خانم های آمریکایی به پشتش نخورده.بد نبود می تونست تو این شرایط نظر طارق عزیز همتای مرحوم عراقی خودش درباره رایس می پرسید.

  نوشته شده در  دوشنبه 30 بهمن1385ساعت 21:18  توسط امیر عباس نخعی  | 

آخ که نوشتن اینجوری چه حالی می ده.دوش گرفته باشدی حوله پیچ بنشینی روبروی کی برد وبنویسی یعنی تایپ کنی.اگرچه این روزها بازار تهدید داغه ولی خوب نگرانی ها بین طرفین تقسیم می شه.به صدای بندرگوش بدین بنادر جنوب ایران یک کمی برید دورتر صدای غرش هایی هرچند لحظه یک بار صدای سکوت رو می شکنه ملوان های کشتی برای خودشون آواز می خونن صدا از دور دست میاد ولی انگار موزیک "کانتریی"آخ یک موزیک کاملا غربیه که تو صدای غرش های هراسناک، کمرنگ به گوش می رسه.این صدا برای بعضی ها خوشایند نیست به هول می اندازتشون وشب ها خوابشون نمی بره واز ترس به تکاپو می افتن وهمین تکاپو ترس ووحشت اونها به من آرامش می ده چرا فقط من ودوستام باید در هراس باشیم چرا ققط ما باید التماس کنیم که ما آشوب طلب نیستیم کار ما نقد ونوشتن وبرای صلح می نویسم ودیگران بی توجه به التماس ها ما رو متهم کنن. حالا دیگران قسم بخورن که کار ما صلح آمیز واونها از روی کشتی هاشون بگن نه جون تو نیست.مگه نمی گن دشمن دشمن تو دوست توه!

  نوشته شده در  یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 21:28  توسط امیر عباس نخعی  | 

عبدالمالک ریگی تروریستی که پیش از این این هم دست به کشتار هایی زده بود فعال شده.این گروه هم مثل همه آدم کشهای دیگه برای توجیح کار های خودش از نام خدا بهره می گیره واسم گروهش سپاهیان خداست(جند الله).ریگی در گفتگویی اعلام کرده که برای آزادی ورهایی مردم بلوچ دست به این کارها می زنه وخلاصه اینکه این یک نوع مبارزه است که پس ازآنکه مبارزه نرم جواب نداده وسرکوب شده مورد استفاده قرارگرفته.خلاصه اینکه در یک کلام گفته که "من تروریست نیستم!ولی آیا او براستی تروریست نیست؟من فکر می کنم که نه تنها او بلکه سپاهیان خدایش هم تروریست هستند.من فکر میکنم هرکس با اتکا به روش های غیر متعارف باعث مرگ انسان های دیگه بشه تروریسته.

انتخاب روش بمب گذاری هایی از این دست در هر کجا باشد عمل تروریستی است.حالا این بمب گذاری می خواد در ایران باشه ودر زاهدان یا در بغداد،یا درغزه  یا در حیفا وتلاویو.

ناجوانمردی نا جوانمردیه،وتعریف داره.درغیره این صورت هرکس کار خودشو خوب وطرف مقابل رو بد می دونه.

جنگ باید رو در رو وبا اطلاع قبلی باشه وبه مردم عادی آسیبی نرسونه حالا تو اون کار زار هرکس زور وتکنولوژی برتر داره بسم الله!

  نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385ساعت 20:50  توسط امیر عباس نخعی  | 

۱-عبدالمالك ريگي وعواملش در زاهدان(شنبه28/11/85 با نیروی انتظامی در گیر شدن.ظاهرا ریگی قبل از آغاز حمله اونو اطلاع داده.فارس گزارش داد:در حالي كه صداي انفجار يك بمب امشب در زاهدان شنيده شد، خبرها حاكي از درگيري ميان نيروي انتظامي و اشرار مسلح تروريست در اين شهر است. عبدالمالك ريگي سركرده گروهك تروريستي جندالله دقايقي پيش از انجام عمليات تروريستي امشب زاهدان، انجام آن را از طريق شبكه تلويزيوني منافقين اعلام كرده بود

 

۲-حتما تو اخبار شنیدید که قبل از آغاز زمان تحریم ها ی ایران(در فوریه/ ۱۰ اسفند) دولت های اروپایی  دارن به پیشواز میرن.سوییس بلژیک نروژ و ژاپن تحریم های خودشون رو شروع کردن ودولت با هوش احمدی نژاد قاعدتا باید پیام رو گرقته باشه.عرصه بین الملل جولانگاه پشه نیست.درعرصه بین الملل.اصل پرستیژ یکی از لوازم پنهان قدرت بشمار میاد.بنابر این کشورهای صاحب قدرت هرگز اجازه نمیدن که پرستیژ اونها در عرصه جهانی بشکنه.اگر پریروز سرهنگ قذافی تسلیم شد ونیروگاه هاشو از ریشه کند و فرستاد آمریکا و کاخ شو با موشک زدن و سالها در محاصره اقتصادی بود ومردم لیبی در فقر (فراموش نکنیم آن زمان دمکرات ها واز جمله شوهر همین خانم کلینتون سر کار بودن)ودیروز کره شمالی تسلیم شد فردا دیگران در مقابل واقعیت های جهانی تسلیم خواهند شد.خدا کنه  زیاد دیر نشه تا مردم هزینه برای هیچ ندن!

 

۳-وزیر بازرگانی گفته با اتکا به تجربیات موفق قبلی در مبارزه با گرانی افرایش قیمت ها در سال نو را کنترل می کنیم.من که متوجه نشدم منظورش کدوم تجربیات موفقه شما شدید؟خدا این یکی رو هم بخیر کنه!

 

  نوشته شده در  شنبه 28 بهمن1385ساعت 0:39  توسط امیر عباس نخعی  | 

۱-سکوت مسئولان رسمی کشور درخصوص فرار مقتدا صدر رهبر شیعیان تندرودر عراق هم ازون سکوت های معنی داره .حدود 2یا 3 هفته پیش بود که خبری مبنی بر سفر مقتدی صدر(بخوانید فرار)به ایران منتشر شد که سخنگوی صدر تکذیبش کرد. طرف ایرانی هم که در اوج فشارهای جدید آمریکا لام تا کاف صداش در نیومد.تازه بعد از 3 هفته مبارزین واز طرف دیگه متحدینش تو پارلمان فهمیدن که جا ترو(خیس)بچه نیست.یکی از اعضائ فراکسیون صدر تو پارلمان با تایید آمدن صدر به ایران گفته که صدر به ایران فرار نکرده بلکه از سه هفته پیش برای رایزنی به ایران رفته ومقامت دولتی هم اینو تایید کردن.بنده خدا چقدر دلش پر بوده که سه هفته داره خالیش می کنه.البته بعیده این یک فرار ساده باشه.باید دید تهش چی در می آید.

یادمون باشه که تنها دفاع ایران در مقابل تسلیحات نظامی پیدا شده در عراق با آرم ایران این بود ه که این مدارک زیاد مهم نیست.اما در مقابل ایرانی هایی که با آرم سپاه قدس دستگیر شدن واعترافات اون ها سکوت کردن.خوب با لا خره اونا مو جود زندن!

2-راستی دیروز یک خبربه نظر خودم جالب خوندم واون برگزاری روز عشق درکابل(افغانستان)بود.تصاویر قشنگی هم داشت از دخترو پسر هایی که به هم هدیه می داند.ظاهرا تو کابل از اون خانوم های یکدست سیاه (برقه پوش)دیگه اونقدرها زیاد نیست که شهر سیاه به نظر بیاد.هنوز بلد نیستم عکس بذارم وگرنه عکس های خوبی داشت براتون می ذاشتم.(تو اینترنت وproperties می رم آدرس ور می دارم ولی نمیشه اگر می دونید بگید چیکار کنم)  

  نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 19:57  توسط امیر عباس نخعی  | 

                                              ولنتاین همه دوستان مبارک

1-دلم نیومد به همه دوستان عزیزم روز عشق وتبریک نگم.روزعشقتون مبارک.همیشه عاشق باشید وتا خواست خاموش شه یک جوری که خودتون بلدید روشنش کنید.حیفه بعضی ها عمرشون تموم می شه و مزه عاشق بودن و نمی فهمن یا با عشق خاموش مثله آتشفشان خاموش از دنیا میرن!

 

2-اینم دلم نیومد نگم که ظاهرا این "گاف"قرار نیست دست از سر دولت نهمی ها ورداره.دیروز آقای الهام که دیگه وزیر دادگستری شده در جمع دانشجویان دانشگاه مذاهب اسلامي درپاسخ به این سئوال که" ما در برخي از قسمت‌ها شاهد سوء مديريت‌هايي هستيم كه منجر به حوادث در برخي از مناطق از جمله زاهدان شده‌ است و به نظر مي‌رسد دستگاه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي به نحو احسن وظيفه‌ي خود را انجام نداده‌اند." گفت:" به نظر من حوزه‌هاي امنيتي و اطلاعاتي كشور در مناطقي به خصوص در زاهدان، خوب عمل كرده‌اند و اگر آن‌ها خوب عمل نمي‌كردند اين اتفاقات ادامه پيدا مي‌كرد"

درست یک روز بعد از فرمایشات آقای الهام امروز(25/11/85)براثر انفجار بمب در خود روی کار گذاری شده 11 سپاهی کشته شدن.باورکنید اگه این تعریف نمی کرد چیزی نمی شد.

احمدی نزاد هم که  رفته بود سفر استانی به زاهدان تا اون موقع چندان خبری نبود بنده خدا یکی از محافظاشو کشتن گفت "من امنیت و به منطقه میارم"یک ماه بعد تو یک پاسگاه 9 تا مزبان بی گناه به اسارت رفتن واندکی بعد هم 21 نفرو تو جاده تاسوکی به رگبار بستن.

حالا میگه می خواد انرزی هسته ای هم بیاره خدا این یکی رو بخیر کنه!

  نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 0:29  توسط امیر عباس نخعی  | 

                                       

ماجرای وبلاگ زدن ماهم از اون ماجراها ست که سر تو بلند میکنی می بینی شوهرت (زنت)دادن.دیدم یه چند وقتی که برادر منتجبی از مزایای وبلاگ می گه مای هالوهم هی می گیم آره خیلی خوبه.منم دوست دارم ولی حو صله ندارم ولی برادر منتجبی هی آموزش می دهه.گفتیم هوسه می گذره.هی گفت و گفتم تا اینکه یک شب سر کار دیدم اسمو رسم می پرسه وووووووووو نتیجه اینکه پیش روی شماست.جالب تر اینکه رمزورود فعلا مشترکه (قابل توجه هتک حرمت شوندگان)خلاصه اینکه چقدر خوب احساس کودکان ناخواسته را می فهمم آن هم در کمال حیرت.

از اکبر عزیز که نا خواسته منو به جمع شما دعوت کرد متشکرم واگردوستم ندارید هرچه فریاد دارید بر سر منتجبی بکشید.

در ضمن کمی هم وقت بدین تا خونه رو مرتب کنم.می دونم دوستان خوب دیگری هم دارم که در باقی راه یا کمکم می کنن یا تشویق.راستی یادم رفت بگم که پست اول هم کار خو دشه.

اکبر جون متشکرم.

  نوشته شده در  چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 1:6  توسط امیر عباس نخعی  | 
این اکبر منتجبی بلاخره کار دست ما داد. به خدا من نمی خواستم که این جوری و یک دفعه بپرم توی وبلاگ نویسی اما حالا .... خوب انگاری خیس آب شدم. من را هم میان خودتان بپذیرید.
  نوشته شده در  سه شنبه 24 بهمن1385ساعت 20:14  توسط امیر عباس نخعی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM