حاشیه نگاری |
دهمين انتخابات رياستجمهوري با هر نتيجهاي به پايان رسد پيروز اصلي، سواي مردم ايران نخواهد داشت.
بررسي روند برگزاري انتخابات تاكنون دو شاخصه قابل تامل دارد: پيروزي دموكراسيخواهان و افشاگريها و طرح برخي ادعاهاي بيسابقه صورت گرفته در آن.
اين براي نخستين بار است كه صداي مردم خواسته و نخواسته از دهان نامزدهاي انتخاباتي شنيده ميشود. صدايي كه بعضاً در طول سالها توسط منتقدان خارج قدرت و افكار عمومي نيز سرداده شده بود اما اغلب گوش شنوايي براي آن يافت نشد.
اما پس از گذشت 30 سال نامزدهايي كه از فيلتر شوراي نگهبان نيز گذشتهاند آن فريادها را پژواك ميدهند. شايد به همين دليل است كه بسياري از مخالفان تحريم همواره ميگويند كه فرآيند دموكراسي (هرچند آن را الگوي كامل زمامداري نپنداريم) به آزادي ختم خواهد شد و اصلاحطلبان بارها تاكيد كردهاند كه «راه رفته را ديگر بازگشتي نيست.»
در اين دوره از انتخابات براي اولين بار هر دو جناح شاخص سياسي كشور با لحاظ حساسيت فضاي موجود و نگرانيها از آينده كشور و نيز با هدف نسخهپيچي براي معضلات عديده كنوني، ديدگاههاي گوناگونشان را به ميدان آوردند و نامزدي تاييد صلاحيت شده را مورد حمايت قرار دادهاند. در اين ميان از همه قابل تاملتر اين است كه سخن از آزادي و حقوق شهروندي، ديگر سرلوحه برنامههاي يك جناح خاص نيست. امروز هر چهار نامزد (جداي از ارزشگذاري حقانيت هر كدام از آنها و ميزان پايبندي عملي آنها به اين شعار) با شعار آزادي، دفاع از حقوق بشر و برنامه براي دفاع از حقوق اقليتها به ميدان آمدهاند.
در اين ميان اگر برخي تنها به ارائه برنامههاي خود و چگونگي دفاع از حقوق بشر ميپردازند برخي ديگر پا را فراتر گذاشته و برخوردهاي پليسي با پوشش زنان و مردان را نيز زير سوال ميبرند.
به راستي چه كساني در خارج از كشور اين روزها بهتر از همين نامزدها انتقاد افكار عمومي از برخوردهاي پليسي گذشته و حال با مردم را بازتاب دادهاند؟ زيرا هر چهار نامزد هر يك با ارائه دلايلي خاص خود از تريبونيهايي پرطنين از ضرورت جمعآوري گشت ارشاد و نقد تاثير منفي اين گشتها از گذشته تاكنون سخن ميگويند.
به سخنان هر چهار نامزد انتخاباتي و حاميان آنها بنگريد، كمي به تصاوير دختراني و پسراني كه در ميدان تجريش، ونك، پارك وي در سايتها منتشر ميشود، از حاميان هرچهار نامزد منتشر ميشود بنگريد. صد البته جملگي اينان جداي از خط سياسي نامزد مورد حمايتشان بخشي از همين جوانان اين كشور هستند اما بحث برسر اين است كه وقتي دموكراسي (به معناي راي اكثريت) خود را به رخ بكشند، ديگر ايدئولوژي معنا پيدا نميكند بلكه همه ايرانيان در پاي صندوق يك راي دادند و نامزدها هم به دنبال همين تك رايها هستند. حال برخي با اعتقاد به اصل آزادي و برخي صرفاً براي گذر از مرحله انتخابات آن را سرلوحه خود قرار دادهاند. اما نكته قابل توجه ديگر طرح برخي ادعاها و افشاگريها عليه برخي مقامات و چهرههاي شاخص نظام است. چنين رويكردي اين پرسش اساسي و مهم را مطرح ميكند كه پس مدعيالعموم كجاست؟ در روزهاي گذشته اسامي چهرههاي متعدد و شاخصي از مسوولان نظام و بعضاً چهرههاي وابسته به نامزدهاي اصلاحطلب و اصولگرا به ميان آمده و ادعا شده است آنان در روند حيف و ميل اموال عمومي و بيتالمال شركت داشتهاند. اين موضوع قطعاً باعث تشويش افكار عمومي ميشود چه مخاطب اين اتهامها نزديكان هاشمي و ناطقنوري باشد و چه كروبي يا اطرافيان احمدينژاد.
از بحث پرونده اردبيل و شهرداري گرفته تا خانههاي چند صد متري. از يك ميليارد دلار گرفته تا 700 ميليون دلار جملگي، ابهاماتي است كه ميتواند اعتماد مردم به مسوولان نظام را خدشهدار كند در اين باره نيز جداي از بحث قضاوت درباره طرح چنين ادعاهايي پس از چهار سال سكوت و مطرح شدن آن در آستانه انتخابات، لازم است قوه قضائيه سوالات عديده ايجاد شده در اذهان شهروندان پاسخي مناسب و بهنگام به افكار عمومي ارائه دهد.
اين مطلبي بود كه 17 خرداد ماه نوشتم و در روزنامه سرمايه به چاپ رسيد
عكسهاي منتشره از باراك اوباما رئيسجمهوري آمريكا و هوگو چاوس رئيسجمهوري ضدآمريكايي ونزوئلا بار ديگر صحت اين گفته را در عرصه ديپلماسي به اثبات رساند كه «هر جا پاي منافع ملي در ميان باشد دوست و دشمن معناي خود را از دست ميدهد.»
آخرين سفر هوگو چاوس به ايران را احتمالاً همه به ياد دارند. رئيسجمهوري ونزوئلا در حالي وارد تهران شد كه فراموش نكرده بود «كاپشن احمدينژادي» بپوشد و كراوات خود را پيش از پيادهشدن در هواپيما بگذارد.
اما چاوس در حالي شنبه شب عكسهايش منتشر شد كه به همراه كت و شلوار شيك خود كراوات قرمز رنگي به گردن آويزان كرده بود و همزمان با فشردن دستهاي رئيسجمهوري آمريكا دست ديگرش را به روي سينه خود قرار داده بود تا مبادا از دايره ادب و مهماننوازي حتي اندكي فاصله گيرد.
چاوس اينك به نيكي ميداند كه چگونه بايد دوست ايران باشد و همزمان ايالات متحده را فراموش نكند چرا كه مطمئناً منافع ملي ونزوئلا ايجاب ميكند وي اينگونه رفتار كند و مسلماً در اين راه خردهاي بر او وارد نيست.
كاندوليزا رايس وزير خارجه سابق آمريكا همانند هر سياستمدار پختهاي در طول تاريخ همواره تاكيد داشت: «آمريكا دوست و دشمن دائمي ندارد» زيرا در سياست دوست و دشمن دائمي معنايي ندارد.
اين سياستمداران هستند كه بايد به تناسب زمان دوست و دشمن را آنگونه كه منافع كشورشان ايجاب ميكند با كمترين هزينه و بيشترين فايده شناسايي كنند و برنامههاي خود را مطابق با آن پيش برند.
طبيعي است در اين راه هرگونه هزينه اضافه از جيب مردم چه به لحاظ مادي و چه حيثيتي براي ايجاد رابطه ضررهاي غيرقابل جبراني خواهد داشت چنانكه عكس آن نيز صادق است.
سالهاست كه چراغ سبز و قرمزهاي متقابل اما بيحاصل ميان سياستمداران ايران و آمريكا ردوبدل ميشود و اينگونه كه روند پيش ميرود حاصل ملموس و جدي نيز در پي نخواهد داشت.
اگر تنها يك «بازي پينگپونگ» كه به «ديپلماسي پينگوينگ» شهره شد اختلافات دو كشور آمريكا و چين را به دست فراموشي سپرد و اين دو در حالي كه متحدان و دوستان خوبي نيستند منافع خود و ملتشان را در يكديگر ميجويند در ايران دهها مسابقه ورزشي نيز نتوانسته چنين نقشي را ميان دو كشور بازي كند.
اگر تنها يك گفته «تغيير» موجب شده تا دشمنيهاي ونزوئلا و آمريكا حداقل در ظاهر به فراموشي سپرده شود و طرفين براي رفع مشكلات به گفتوگو بپردازند در ايران نه تنها چنين نشده بلكه گپ و گفتهاي برخي مقامات سياسي با مقامات و مسوولان آمريكايي نيز به سرعت تكذيب ميشود.
معناي اين گفتار اين نيست كه كنار گذارشتن خصومتهاي ايران و آمريكا حتماً براي ايران منافع دارد و چه بسا عكس آن نيز به گمان برخي كارشناسان صادق باشد. اما در اين نكته ترديدي نيست كه چراغ دادنهاي ممتد طرفين در حالي كه اراده اندك عملي را نيز با خود به همراه نداشته باشد منافع ملي كشور را نه تنها تامين نميكند بلكه ممكن است آن را با مخاطراتي نيز روبهرو سازد.پس از اظهارات اخير برخي نامزدهاي رياستجمهوري درباره «جمعآوري طرح امنيت اجتماعي» در صورت پيروزيشان سردار احمديمقدم فرمانده نيروي انتظامي در واكنش به اين اظهارات گفت: «من بخشي از طرح اين موضوعات را صحبتهاي انتخاباتي تلقي ميكنم.»
بيترديد اين گفتههاي سردار كاملاً صحت دارد و اين اظهارات كاربردهاي انتخاباتي دارد اما سوال و پرسش اساسي اين است كه «ناجا» دست كم در راستاي بهبود كارهايش ميتواند به آن توجه كند كه چرا تقابل با «گشتهاي ارشاد» و «جمعآوريها آنها» يا «جمع شدن آنها به صورت خود به خود» و بحث «اصلاح آنها» به شعار تبليغاتي تبديل شده است.
مگر جز اين است كه نامزدهاي رياستجمهوري با بررسي ذائقه و مطالبات مردم از يافتههاي خود براي تبليغ استفاده ميكنند و اين رسم و عرفي پذيرفته شده در دنيا است.
البته ميتوان پذيرفت برخي از اين نامزدها از آنجا كه به آمار و اطلاعات صحيحي دسترسي ندارند بنابراين از روي ناآگاهي برخي شعارهاي تبليغاتي را مطرح ميكنند اما بايد توجه داشت كه طرح امنيت اجتماعي اينك مورد توجه قاطبه نامزدهايي است كه به حضور جدي در انتخابات رياستجمهوري ميانديشند.
بايد توجه فرمانده نيروي انتظامي را به اين نكته نيز جلب كرد محمود احمدي نژاد رئيسجمهوري فعلي به واسطه موقعيت و جايگاه شغلي خود قطعاً كه آمار و اطلاعات واقعي دسترسي و اشراف دارند در واپسين روزهاي سال گذشته با صدور دستوري خواستار بازنگري و اصلاح طرح امنيت اجتماعي شد كه مورد حمايت جمعي از نمايندگان مجلس نيز قرار گرفت.
در همان زمان محمدرضا ميرتاجالديني عضو هياترئيسه مجلس گفت: «محمود احمدينژاد رئيسجمهوري براساس دريافت گزارشهايي، دستور بازنگري طرح امنيت اجتماعي را به وزارت كشور ابلاغ كرده است.»
حتماً فرمانده نيروي انتظامي خواهند پذيرفت گزارشهايي كه عضو هياترئيسه خبر از آن داده است كه به رئيسجمهوري رسيده از منابع رسمي نظام تهيه و تنظيم شده است.
شايد از همين روبود كه محصولي وزير كشور نيز در حاشيه همايش همياران مازندران تاكيد اجراي ضابطهمند طرح ارتقاي امنيت اجتماعي نياز به استفاده از برخوردهاي اخلاق مدار و روشهاي فرهنگي دارد.
بنابراين با استناد به سخنان سردار احمديمقدم «مبني بر انتخاباتي بودن» اين اظهارات بايد بپذيريم كه استفاده تبليغي از اين طرح در موسم انتخابات از سوي نامزدها و با توجه به اينكه سوي ديگر اين اظهارات رئيسجمهوري نيز قرار دارد شايد ضرورت برخي بازنگريها و اصلاحات را ملموستر كند و در چنين روندي حتماً فرماندهان «ناجا» نيز در اين ميان تنها به دنبال رضايت مردمند و نه چيز ديگر.اگر چه تصور ميشد حضور ميرحسين موسوي در عرصه انتخابات خيزش گسترده مردمي به همراه داشته باشد و رويكرد طيفهاي گوناگون جامعه به وي احزاب را خواسته و ناخواسته همسو با او گرداند، اما تاكنون دستاورد آنگونه كه انتظار ميرفت حاصل نشده است.
قطعاً ميرحسين موسوي با برآوردي صحيح از شرايط و اوضاع جامعه و ضرورت «تغيير و تحول» در اوضاع كنوني پا به ميدان گذاشته است چه آنكه اگر چنين شرايطي را حس نميكرد شايد ضرورتي نيز نميديد كه سكوت 20 ساله خود را بشكند و خود را در معرض آزمون بگذارد. اما اين برآوردها بر هر اساس كه استوار بوده و برنامهريزان آن هر كه بودهاند آنگونه كه از «ميرحسين موسوي» انتظار ميرفت و در حد و اندازههاي او عمل نكرده است.
آنچه باعث خيزش مردمي در قبال «سيد اصلاحات» ميشد بيش از هر چيز آن بود كه خاتمي در عمل متعلق به مردم بود و در عملكردش رئيسجمهور همه مردم بود.
در شعارهاي انتخاباتي و گفتار خاتمي هيچ كس و هيچ گروهي طرد نشد و حتي «معاندان» به «مخالف» بودن تشويق شدند و «مخالفان» به «دوست». در عصر ارتباطات و اطلاعات و دورهاي كه «امروزي» بودن حتي در دورافتادهترين روستاها معناي خود را دارد، سخنهاي كهنه گفتن خريداري ندارد. آقاي ميرحسين، اصلاحطلبان پيروزي شما را ميخواهند اما در اين بازار متاع شما خريداري ندارد. انتقاد كردن شرايط موجود، گفتن از اصلاحطلبي و نگاه به اصولگرايان نه تنها اجماع كلي و مردمي ايجاد نميكند بلكه موجب سرگرداني نيروهاي بدنه هر دو جريان ميشود.
شما اينك نه بدنه نيروهاي اصلاحطلب را در اختيار داريد و نه اصولگرا؛ بلكه بخش محدودي از چهرههاي اصلاحطلب اطرافيانتان را تشكيل ميدهند و گروهي از مردم متعلق به نسل خودتان كه در بدنه جوان جامعه اندك هستند ياد خوشي از دوران نخستوزيري شما را به يدك ميكشند.
آقاي ميرحسين، به گمان بايد از لاك خود بيرون بياييد با مردم صريحتر سخن بگوييد، از هيچ كس احساس بينيازي نكنيد و از همه مهمتر آنكه اشتباه دوره گذشته هاشميرفسنجاني را تجربه نكنيد و سفرهاي استاني خود را آغاز كنيد. نگوييد استفاده از كمك متوليان فساد ميآورد و تبليغات با حمايت مالي ديگران فسادآور است. دوره اينگونه سخن گفتن گذشته است. شما اكنون به كمك همه نياز داريد و سادگي و سلامت شما قطعاً مانع از آلوده شدن نفس شما به فساد خواهد شد.
آقاي مير حسين ميان اصلاح طلبان و اصولگرايان مرز قايل شويد.آقاي ميرحسين؛ نگوييد مردم همه مرا ميشناسند، به ميان مردم در شهر و روستا برويد و با آنان سخن بگوييد. طبيعتاً آنچه من ميبينيم تنها در مقام خبرنگاري است كه نظارهگر رويدادهاي پيرامون خود و منتقل كننده آن به ديگران است و شما و برنامهريزانتان در خشت خام چيزهايي ميبينيد كه ما در آينه نيز نميبينيم. پس دستكم بيشتر بگوييد وگرنه اين راه نه به ائتلاف نهايي اصلاحطلبان منجر خواهد شد و نه خداي نكرده به پيروزي قطعي اصلاحطلبان كه قطعاً اين خواسته اصلاحطلبي چون شما نيست.
شوك حاصل از كنارهگيري سيدمحمد خاتمي از عرصه انتخابات پيش از آغاز سال تاثير خود را آنگونه گذاشت كه در 15 روز تعطيلات نيمه رسمي، كركره انتخابات پايين كشيده شد، اگرچه در برخي از ديدارهاي نوروزي چهرههاي مطرح بحثهاي مربوط به آن فراموش نشد.
ميرحسين موسوي و مهدي كروبي كه خاتمي علم هدايت جريان اصلاحات براي رقابت در انتخابات آتي با رقيب را به آنها سپرد عملاً تحرك جدي در اين عرصه نكردند.
اگرچه تصور ميشود سرانجام اصلاحطلبان با يك نامزد انتخاباتي به عرصه خواهند آمد اما پيامهاي نوروزي دو نامزد باقيمانده حكايت از آن دارد كه دستكم تا دقيقه 90 بازي بدينگونه ادامه خواهد داشت. چه آنكه مهدي كروبي در تعطيلات نوروزي اعلام كرد به «ميرحسين موسوي گفتم تا آخر بماند.»
مهدي كروبي در هفته سوم فروردين سفرهاي انتخاباتي خود را استارت خواهد زد و ميرحسين موسوي نيز ظاهراً همچنان بر استراتژي «هر نفر يك ستاد» تاكيد دارد و در دو هفته گذشته يك سخنراني در ميان اعضاي سابق «حزب جمهوري» انجام داده و جلسهاي نيز با اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب ترتيب داده است كه هر چند از فحواي گفتوگوها خبري رسمي منتشر نشد اما آنگونه كه از شواهد برميآيد« سازمان» نهايتاً از ميرحسين موسوي حمايت خواهد كرد. مجمع روحانيون مبارز پس از انصراف خاتمي در يك سردرگمي به سرميبرد (چراكه از يك سو تمايل چهرههاي شاخص آن به ميرحسين موسوي در چالش با كروبي روحاني و سابقه طولاني در اين تشكل قرار مي گيرد) بنابراين مجمع روحانيون دستكم فعلاً راه سكوت را در پيش خواهد گرفت تا سرانجام ائتلاف احتمالي «كروبي- ميرحسين» مشخص شود. چند دستگي حزب كارگزاران سازندگي در موضوع انتخابات نيز ظاهراً ادامهدار خواهد شد. غلامحسين كرباسچي دبيركل اين حزب با جمله معروف «حاضرم كفشهاي كروبي را واكس بزنم» همچنان به حمايت از مهدي كروبي ميپردازد و از قضا در اخبار آمده بود كه محمد عطريانفر چهره پرنفوذ حزب با جمعي ديگر از چهرههاي سياسي چون حجتي و سعيد ليلاز به ديدار عبدالله نوري شتافتهاند تا وي را براي نامزدي مهيا كنند.
اين همه در شرايطي است كه جبهه مشاركت، تاثيرگذارترين حزب در ميان اصلاحطلبان هنوز تصميم مشخصي براي انتخابات آينده نگرفته است و گمانهزنيها بر اين است كه اگر جلسات ديدار اعضا و اين حزب با ميرحسين موسوي مثبت باشد (كه تاكنون چنين نبوده است) اين حزب از ميرحسين موسوي حمايت خواهد كرد.
اينها همه در شرايطي است كه پيروز احتمالي انتخابات آينده كه در نخستين سفر انتخاباتياش دلهره رقيب را دوچندان كرد از راه دور نظارهگر ميدان بوده است.
سيدمحمد خاتمي در تعطيلات نوروزي سفري به استراليا داشت و دو سخنراني در دانشگاههاي اين كشور انجام داد و امروز نيز (شنبه) خود را براي ديدار نوروزي با هوادارانش آماده ميكند.
اما در اردوگاه مقابل سكوت معناداري كه از هفتههاي پاياني سال گذشته شروع شده بود همچنان ادامه داشت. هنوز تنها مصداق انتخاباتي كسي نيست جز «محمود احمدينژاد» رئيسجمهوري فعلي و نامهايي چون قاليباف، ولايتي، رضايي، لاريجاني، پورمحمدي و... كه همه هم جدي هستند و هم نيستند.
در اين ميان بر اساس خبرها محمدباقر قاليباف آمادگي كامل براي حضور در عرصه دارد و حتي ستادهاي انتخاباتي خود را فعال كرده اما رسماً اعلام نامزدي نكرده است.
شهردار موفق تهران كه پس از غلامحسين كرباسچي نمره قابل قبولي در سمت شهرداري تهران كسب كرده اينك در اردوگاه اصولگرايان رقيبي جدي براي رويارويي در عرصه انتخابات است.
اينك در حالي كه تنها زمان مفيد براي فعاليتهاي انتخاباتي چيزي حدود دو ماه است هنوز آرايش و صفبنديهاي انتخاباتي مشخص نيست و انتخاباتي كه ميرفت پيش از عيد به يك انتخابات دوقطبي تبديل شود تاكنون چند وجهه پيدا كرده است مگر در روزهاي آتي تغييرات اساسي در اين خصوص حاصل شود.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|